پارت نه
(پارت نه)
از ماشین پیاده شدم .. اونم پیاده شد
ـ عاااا فکر کنم خیلی پولداین
درحالی که به عمارتشون اشاره میکردم گفتم
# خب.. من بابام مافیاعه
ـ ها؟!😳
# (خنده) نترس .. با تو کاری نداریم
چیزی نگفتم و رفتم تو خونه
خونش خیلی بزرگ بود ... به معنای واقعی قصر بود...واقعا پولدار بودن
ـ فکر کنم خیلی پولدراین...
# اره....همش مال خودمه
ـ جدی؟!
# اره...تو برو رو کاناپه بشین
سری به عنوان باشه تکون دادم و رفتم رو کاناپه نشستم
«جونگ کوک ویو»
دختره جالبیه...راستش اولین دختریه که بهش اعتماد کردم...آه جونگ کوک آنقدر زود اعتماد نکن.
از ماشین پیاده شدم .. اونم پیاده شد
ـ عاااا فکر کنم خیلی پولداین
درحالی که به عمارتشون اشاره میکردم گفتم
# خب.. من بابام مافیاعه
ـ ها؟!😳
# (خنده) نترس .. با تو کاری نداریم
چیزی نگفتم و رفتم تو خونه
خونش خیلی بزرگ بود ... به معنای واقعی قصر بود...واقعا پولدار بودن
ـ فکر کنم خیلی پولدراین...
# اره....همش مال خودمه
ـ جدی؟!
# اره...تو برو رو کاناپه بشین
سری به عنوان باشه تکون دادم و رفتم رو کاناپه نشستم
«جونگ کوک ویو»
دختره جالبیه...راستش اولین دختریه که بهش اعتماد کردم...آه جونگ کوک آنقدر زود اعتماد نکن.
- ۲.۰k
- ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط