‏ از سکوتم می نویسم تابدانی خسته‌ام

‏ از سکوتم می نویسم تابدانی خسته‌ام
بی‌هوایت کنج پستوهای غم یخ بسته ام
بی‌تو،بی‌تابی دراین برزخ به‌جانم خمیه زد
من هنوزاین بغض راازرفتنت نشکسته‌ام

‌‌‎‌‌
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

🙂‍↕️مثل عکسی که در آن خندهٔ من اجباری‌ست،زنده‌ام بی تو، ولی ...

رفته از کف بعد پیغمبر توانم یا علی خسته ام این روز ها، آرام ...

پارت: 16 (بخش3) **زاویه دید: هیزل**احترام.* این کلمه تو سرم ...

وقتی آیدل بودین و از هم جدا شده بودین...#دوپارتیپارت¹همچی عا...

ادامه‌ی پارت ۱۷ (بازی واکس)نیمه‌های شب بود. سکوت راهروی سنگی...

Forbidden love⑤دو ماه بعدرینا: ا/تا/ت: جانمرینا: امروز با اس...

(بچه ها بخدا غمگینه اگه دوست ندارید نخونید🤍)...................

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۳از دست دادن مادرش...

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط