{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هبوط....آسمان نوشت :ابری مشو که من طو را شیدا ببینمت..

هبوط....آسمان نوشت :ابری مشو که من طو را شیدا ببینمت..
ولبم زیر قدمهای کلام،می لرزد.
کاغذم زل زدن قافیه را می ترسد
چه کنم با همه ی دلهره اش ،
ناگهان!!
دیدگاه ها (۱۳)

❌ ملاحظه بفرمایید؛این فضاحت‌پیشه، بعد از آنهمه لجن‌پراکنی و ...

قسمت ۲: سایه‌ی سنگینِ تغییرهوا ابری بود و آسمان سئول رنگی مت...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

پارت نوزدهم | زیر باراناز آن روز، جنگکوک دیگر مثل قبل نبود.د...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

My ProfessorChapter: 2Part: 87سه سال بعد...سئول | ساعت ۸:۱۵ ...

𝐈𝐭 𝐰𝐚𝐬 𝐩𝐨𝐬𝐬𝐢𝐛𝐥𝐞 𝐧𝐨𝐭 𝐭𝐨 𝐰𝐚𝐧𝐭 𝐢𝐭. ## پارت اول: سایه‌های سئولسئ...

White Lotus | Part 22صبح روز بعد...فرودگاه اینچئون شلوغ‌تر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط