{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیش از تو

پیش از تو.
پیش از آنکه تو را بشناسم!
پیش از آنکه صدایم بزنی و بدانم نامم چقدر زیباست...
باران می‌بارید.
اما جوانه‌ای بر درختان نمی‌رویید!
تابستان به سردی زمستان بود.
و جنگ تا دو قدمی شهر پیش آمده بود.
می‌دانی؟
پیش از تو حال جهانم اینگونه بود.
امروز سربازها روی مزرعه‌ها کار می‌کنند.
درختان در چند نوبت میوه می‌دهند،
و من در گرمای آغوشت چایم را سردتر از همیشه می‌نوشم.
و اینگونه جهانِ با تو می‌چسبد...🩵

#مهران_رمضانیان
دیدگاه ها (۵)

ادامه، در ذاتِ زندگی نهفته است. اصلاً رَوندِ زندگی همین است،...

من هر شب تو را می دزدم و با هم قدم می زنیم ،چشم در چشم می شو...

خوش به حال آدم‌هایی کهذرات ریز شادی را در هوا می‌قاپندو جهان...

ای آنکه دوست دارمت ، اما ندارمتبر سینه می فشارمت ، اما ندارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط