{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رها شده ورژن هپی اندینگ

رها شده (ورژن هپی اندینگ)
(علامت هیونجین- علامت فلیکس+ بقیه رو با اسم نشون میدم)
پارت 7
سه جین ویو:
دومین منشأ... هیونجین بود!
هیچکس حتی فلیکس هم باورش نمیشد که دومین منشأ هیونجین باشه!
هیونجین وقتی فلیکس رو در اغوش گرفته بود، شیشه رو به طور نامحسوس تو لباس خودش گذاشته بود و وقتی که فلیکس رو به خودش میفشرد، شیشه بیشتر از قبل تو بدنش فرو میرفت!
اعضا با فهمیدن این موضوع به سمت اون دو حرکت کردند! و فلیکس فورا از بغل هیونجین بیرون اومد و با همون دست های زخمی شروع کرد به در اوردن لباس هیونجین؛ زیپ سویشرت خونی رو باز کرد و تیشرت سفید تزئین شده با خون رو از بدن هیونجین خارج کرد؛ و با بدترین صحنه مواجه شد... شیشه تو شکم هیونجین فرو رفته بود! فلیکس با چشمانی غرق اشک و مردمک ها لرزون، به هیونجینی نگاه کرد که، از شدت درد میخندید! اهسته لب زد:
+ممکنه خیلی درد داشته باشه... ولی باید انجامش بدم! ببخشید عزیزم!
و شیشه رو از شکم هیونجین بیرون کشید! هیونجین از شدت درد ناله ای کرد که بیشتر شبیه به فریاد بود! فلیکس که داشت گریه میکرد، گفت:
+ببخشید عزیزم! ببخشید! الان تموم میشه! یکم صبر کن!
و رو به اعضا کرد و با گریه فریاد زد:
+مگه نمیبینین درد داره!؟ چرا وایستادین و هیچکاری نمیکنین!؟ یکی جعبه کمک های اولیه رو بیاره!یکی به امبولانس زنگ بزنه! یکی دیگه هم به پی دی نیم خبر بده! یکی شیشه ها و گل ها رو جمع کنه! یکی دیگه هم خون و اب رو از زمین پاک کنه! یکی که کمک های اولیه بلده هم بیاد به من کمک کنه که زخمش رو ضدعفونی و پانسمان کنم! چرا وایستادین!؟ بجنبین دیگه!
اعضا با جمله اخر فلیکس به خودشون اومدن و شروع به کار کردن؛ بنگچان جعبه کمک های اولیه رو اورد و به فلیکس تو ضدعفونی و پانسمان کردن زخم کمک کرد؛سونگمین به امبولانس زنگ زد؛ لینو به جی وای پی زنگ زد؛ هان چند تا دستمال پارچه ای اورد و شروع کرد به پاک کردن اب و خون های ریخته شده؛ چانگبین و جونگین هم پلاستیک زباله، جارو و خاک انداز اوردن، جونگین گل ها رو جمع کرد و چانگبین هم شروع به جمع کردن شیشه ها کرد!
وقتی تماس سونگمین تموم شد، اون هم به کمک چان و فلیکس شتافت؛ لینو وقتی که به جی وای پی خبر داد، رفت و به هان تو تمیز کاری کمک کرد؛ وقتی همشون کارهاشون رو تموم کردن، فلیکس گفت:
+بجنبین یه بلوز، ژاکت و پتو براش بیارین! بدنش یخه!
هان و لینو رفتن؛ هان پتو، و لینو لباس اورد؛ فلیکس لباس ها رو تن هیونجین کرد، و چان و لینو رو مبل درازش کردن؛ هان هم روش پتو کشید! هیونجین میلرزید و تقریبا از هوش رفته بود! فلیکس که گریه هاش شدت میگرفت، گفت:
+هیونجین! توروخدا نخواب! اگه بخوابی ممکنه دیگه بیدار نشی! من نمیخوام از دستت بدم!
هیونجین لحظه به لحظه داشت بیحال تر، و هوشیاریش، کم و کمتر میشد! و گریه فلکیس، لحظه به لحظه شدت میگرفت!
وقتی که هیونجین داشت به طور کامل از هوش میرفت و گریه های فلکیس، تبدیل به زجه میشد، زنگ به صدا در اومد! و این، بذر امیدی رو در دل اعضا کاشت!
دیدگاه ها (۸)

روش خر کردن والدین 😂ادیت خودمهخوب شده؟

سلام بچه هاتسلیت عرض میکنم 😔تسلیت بابت پایان تعطیلات، شروع ک...

چند پارتی مینسونگ (درخواستی)پارت ۲ تو اسلاید ۲ و ۳

رها شده (ورژن هپی اندینگ )(علامت هیونجین- علامت فلیکس+ بقیه ...

رها شده(علامت هیونجین- علامت فلیکس+ بقیه رو با اسم نشون میدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط