( پارت ۲۲)
( پارت ۲۲)
نام داستان:دیوونه دوست داشتنی
*خلاصه هیکاری و باکوگو رفتن اتاق خودشون*
+اخخخخ، خیلی خسته شدم
-راستی جوجه تیغی، گفته بودی شب باهام کار داری؟
+اوه، اره میخوام امشب کاری کنم که همه بفهمن تو مال منی
-و چطوری؟
+الان میفهمی، فقط اولش لباس هات رو عوض کن بعد
-( با تعجب )باشه
*هیکاری لباسش رو عوض کرد و اومد*
+خب حالا اماده ای؟
-من همیشه امادم!
*باکوگو هیکاری رو بغل کرد و گذاشتش روی تخت*
+امشب قراره طعمت رو بچشم
-ه__*باکوگو گردن هیکاری رو گاز گرفت*ها! اخ
+( باکوگو نفس نفس زنان)اینجوری قراره به همه نشون بدم.. مال خودمی
-اوه... خوبه
*باکوگو هیکاری رو هل داد روی تخت و بالا سرش بود*
+قراره خوش بگذره
-اره فکر کنم
*باکوگو یه بار دیگه گردن هیکاری رو گاز گرفت و مکید*
-اره همینه روی من مارک بزار.... خیلی دوسش دارم و قراره منم طعم تورو بچشم
*هیکاری از گونه های باکوگو گرفت*
-چون تو جوجه تیغی منی
*و بعد یه بوسه عمیق از لب هاش گرفت*
+مممممممم......
-اره همینه بزار لذت ببریم
+امشب خیلی خاص تر شدی اوهیمه سامام
-اره، چون خودت خواستی
+اره، و الان من روی تو یه مارک گذاشتم میتونی بری و هرکاری بکنی
-لطفا بیشتر از این مارک ها برام بساز
+باشه، هرچقدر که بخوای دارم
*هیکاری از روی تخت پاشد*
-خب من میرم دوش بگیرم، راستی امشب طعمت عالی بود، یه طعم خاصی
داشت، ازش لذت بردم
+پس چی فکر کردی؟
-خیلی دوست دارم بیشتر از این طعم ها بچشم
نام داستان:دیوونه دوست داشتنی
*خلاصه هیکاری و باکوگو رفتن اتاق خودشون*
+اخخخخ، خیلی خسته شدم
-راستی جوجه تیغی، گفته بودی شب باهام کار داری؟
+اوه، اره میخوام امشب کاری کنم که همه بفهمن تو مال منی
-و چطوری؟
+الان میفهمی، فقط اولش لباس هات رو عوض کن بعد
-( با تعجب )باشه
*هیکاری لباسش رو عوض کرد و اومد*
+خب حالا اماده ای؟
-من همیشه امادم!
*باکوگو هیکاری رو بغل کرد و گذاشتش روی تخت*
+امشب قراره طعمت رو بچشم
-ه__*باکوگو گردن هیکاری رو گاز گرفت*ها! اخ
+( باکوگو نفس نفس زنان)اینجوری قراره به همه نشون بدم.. مال خودمی
-اوه... خوبه
*باکوگو هیکاری رو هل داد روی تخت و بالا سرش بود*
+قراره خوش بگذره
-اره فکر کنم
*باکوگو یه بار دیگه گردن هیکاری رو گاز گرفت و مکید*
-اره همینه روی من مارک بزار.... خیلی دوسش دارم و قراره منم طعم تورو بچشم
*هیکاری از گونه های باکوگو گرفت*
-چون تو جوجه تیغی منی
*و بعد یه بوسه عمیق از لب هاش گرفت*
+مممممممم......
-اره همینه بزار لذت ببریم
+امشب خیلی خاص تر شدی اوهیمه سامام
-اره، چون خودت خواستی
+اره، و الان من روی تو یه مارک گذاشتم میتونی بری و هرکاری بکنی
-لطفا بیشتر از این مارک ها برام بساز
+باشه، هرچقدر که بخوای دارم
*هیکاری از روی تخت پاشد*
-خب من میرم دوش بگیرم، راستی امشب طعمت عالی بود، یه طعم خاصی
داشت، ازش لذت بردم
+پس چی فکر کردی؟
-خیلی دوست دارم بیشتر از این طعم ها بچشم
- ۳.۷k
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط