{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو‌ را...

تو‌ را...
در‌ کدام‌ برگ‌ ریزان
گم‌ کرده‌ام
که‌ تمامی‌
برگهای‌ پاییز‌ را
یکی‌ یکی‌،به‌ نیّت ‌آمدنت ‌
فال ‌میگیرم
در‌کدام‌‌ خیابان ‌گم‌ کرده‌ام
که‌ذره ‌ذره‌ وجودم ‌
پی‌ تو‌ میگردد...!
تو‌ از‌ کدام‌ راه ‌رفتی
که‌‌ خیال ‌دیدنت‌
مرا ‌پیر‌کرد...!
#مصطفی_شنبه_پور
دیدگاه ها (۸)

انشای‌ پسر بچه آلمانی به پدر رفتگرش: پدر من ميفهممکه باشرف ا...

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ .........ﺩﻟﺖ ﭼﻨﺎﻥ ﻫﻮﺍﯼ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭ...

.دلم برایِ آدم هایِ مهربان ، می گیرد .آدم هایِ اصیلی که برای...

قدیم ترها همیشه علاجی برای هر دردی بود، مثل روغن چرخ خیاطی ب...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

^فیک جونگکوک^(پارت۸۶)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط