{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شب اسیرِ حال و هوایی خیالیم

هر شب اسیرِ حال و هوایی خیالیم
باید ببینمت ، که بگویم چه حالیم

نیلوفرانه می شکفی در دلم ، نگو
مرداب گشته ام که فدا شد زلالیم

در من خیال چشم تو جاریست تا ابد
مثل وقوعِ حادثه ای احتمالیم

طغیانگرست رودِ خیالم ، مرا ببوس
تا جاودان شود هوسِ خردسالیم

تو ، جلوه ی بلورِ ظریفی از آینه
من ، کوزه ی شکسته ی پیرِ سفالیم

مابینمان اگر چه جهانی تفاوت است
کافیست این که میگذری از حوالیم
دیدگاه ها (۲)

ای که با ناز نگاهت به دلم چنگ زدیروز و شب فلسفه ی خواب مرا ر...

دوستت دارم و اندوه به قلبم جاری استدرد در وسعت انبوه به قلبم...

کوچک تر از آنم بگویم مالِ من باشیپرواز را از تو بگیرم، بالِ ...

عاشقم ,عاشق آن تازه نگارم که تویی...فاش گویم همه داروندارم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط