{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوچک تر از آنم بگویم مالِ من باشی

کوچک تر از آنم بگویم مالِ من باشی
پرواز را از تو بگیرم، بالِ من باشی

من حولِ تو می چرخم و شاید که یک روزی
پیشانی ام مال ِ تو و اقبال ِ من باشی

پاییز هم آبستن اردی بهشتم بود
فرقی ندارد در کجای سال ِمن باشی

ای چشم ِ تو آماده باشِ بی پناهی ها!
دیروز نه، فردا نه، باید حال ِمن باشی

کم رو تر از آنم که حتی فکر می کردی
حالا جسارت! می شود که مال ِمن باشی؟
دیدگاه ها (۴)

هر شب اسیرِ حال و هوایی خیالیمباید ببینمت ، که بگویم چ...

ای که با ناز نگاهت به دلم چنگ زدیروز و شب فلسفه ی خواب مرا ر...

عاشقم ,عاشق آن تازه نگارم که تویی...فاش گویم همه داروندارم ک...

‌ کن نظری که تشنه ام ، بهر وصال عشق تومن نکنم نظر به کس ، جز...

« مردی بین ما »پارت ۸: «آتش زیر خاکستر» صدای بسته شدن درِ ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط