{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کــه باشد بیــن گل هـا امتیازت بیشتر

ای کــه باشد بیــن گل هـا امتیازت بیشتر
می زند آتش بـه جــانم چشم نازت بیشتر
وا نکن لب را که از هـر عابـری دل می برد
در خیـابـان غنچـه هـای نیمـه بازت بیشتر
بر کــویر سینه چاک و تشنه ی تفتیده دل
بـرف و باران ریــزد از راز و نیازت بیشتر
آخـر ای خورشید زیبـا رو نـدانم کی رسـد
دست کـــوتاهـم بـه گیسوی درازت بیشتر
آن قَــدَر سـرشارِ احساسی کــه هنگام دعا
بــرگ گل می ریزد از چــادر نمـازت بیشتر
حینِ نقاشیِ رویت بی گمان فهمیده است
نقش والای قلــم را چهـــــره سازت بیشتر
عاقبت اسرار چشمت ای عسل کشفم نشد
هــرچه زیباتـر بگـردی رمـز و رازت بیشتر
دیدگاه ها (۵)

جان من عشق تو را چیدن و دیدن هنر است.باهمه عشوه گری , بر تو ...

میروم تا که کمی بر دل خود ناز برم نذر دریا بکنم دیده و دل ، ...

آسمون گوشه گوشه ابری بود زندگی گوشه گوشه تنهاییسررسید و نوشت...

جا نا دلِ بیمار ِ مرا جز تو دوا نیستهر چند که مهری به د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط