{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان من عشق تو را چیدن و دیدن هنر است.

جان من عشق تو را چیدن و دیدن هنر است.
باهمه عشوه گری , بر تو رسیدن هنر است.
هرچه هم ناز کنی , ناز کشت خواهم بود.
نازنینا به خدا ناز کشیدن, هنر است.
دل من تنگ شد و چاره آن روی تو شد.
روی تو دیدن و آن را نگزیدن , هنر است.
من غرور تو ام ای کبک خرامان به خدا,
سخن عشق ز حرف تو شنیدن, هنر است.
تو درخت خوش این باغی و من می دانم,
زان همه میوه یکی, زان همه چیدن هنر است.
کام من در طلب لعل لبت کام گرفت.
نازنین کام دل انگیز چشیدن, هنر است.
گل مریم , زشمیمت شده ام مست و خراب.
بی می و باده اگر مست شد این تن, هنر است...
دیدگاه ها (۶)

میروم تا که کمی بر دل خود ناز برم نذر دریا بکنم دیده و دل ، ...

آنقدر شعر نوشتیم من و تنهاییتا که مهتاب به من گفت تو هم با ...

ای کــه باشد بیــن گل هـا امتیازت بیشترمی زند آتش بـه جــانم...

آسمون گوشه گوشه ابری بود زندگی گوشه گوشه تنهاییسررسید و نوشت...

سلام..سلام...سلام...صبحتون عالی 😍😍عیدتون هم مبارک ☺️عشوه ات ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

عشق پر مشغله : پارت چهل و یکم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط