یوسف جونم نمیدونم اینجایی یا نه.اما منو حلال کن که خیلی ا
یوسف جونم نمیدونم اینجایی یا نه.اما منو حلال کن که خیلی اذیتت کردم ببخش اگه با گریهام عذابت دادم.با التماسهام.ببخش منو اگه اونقد تو رو خواستم و میخوام که مجبور شدم بهت التماس کنم نری و تنهام نذاری.دست خودم نبود عشقم دلم طاقت نمیاره .امشب حالم خیلی بد یوسف جونم.هم روحی هم جسمی.نمیدونم چی شده یوسف اما حالم خیلی خیلی بد شده.اومدم اینجا ازت خداحافظی کنم عزیزم.شاید دیگه نبودم.شاید زنده نبودم که دیگه تو رو ببینم.عشق نازنینم.مواظب خودت باش.بدون من همیشه نگران توام.بدون مریم عاشقانه دوست داشت .هیچکسی رو هم مثل تو نخواست.دلم نخواست اینجوری منو بذاری بری یا اینطوری با من برخورد کنی.ولی شد دیگه......تو آخرین شب قدر تو رو سپردم به خدای امیر المومنین.فدات بشم من سعی میکنم هیچوقت سر راهت سبز نشم چون تو لایقت بهترینهاس.نه امثال من که دخترای بدی هستیم.دورت بگردم باز هم میگم مواظب خودت باش.یادت باشه فقط عشق منی.توی قلبم فقط مال منی.دوستت دارم عزیز دلم
مریم تا ابد به یادته.البته اگه دوام بیاره با این حال خراب
مریم تا ابد به یادته.البته اگه دوام بیاره با این حال خراب
- ۱۳.۶k
- ۲۷ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط