قرنطینه ن مرا

قرنطینه ڪن مرا...
در آرامگاه آغوشت ڪه قلبم را
توان مقابله نیست عشق تا
مغزاستخوانم تیر می کشد... :
دیدگاه ها (۴)

ناز پروده عشق تو شدم ، جان منیدرد خود با که بگویم که ، تو در...

هرکه از عشق تو پرسید به او گفتم شُکرپیش مردم گله از یار؟ همی...

نخند جانمترسم این است که با خنده‌ تو،همه‌ مردان این شهر دل ب...

اشتباه ما اینجاست کهفرق ناز کردن و قهر کردن را نمیدانیم!تا ت...

کافیه خدا بخواد......

.یادت باشد ،،،،،،مهرت بر جان است وصدایت آویزه گوشهمین که فر...

در سڪوت لب هادر‌ تپشِ رنگ‌ ها و عطشِ «دوستت دارم»‌هاعشق با د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط