{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز،

آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز،





"دلم"



بند کفش هایش را نبسته بود!





با همان حال، تمام دشت را دویدم تا به تو برسم؛





که مبادا پیش از من "ناز نگاهت" خریدار پیدا کند





آخر شنیدم که کسی میگفت:





شقایقها هم عاشق میشوند...!!!
دیدگاه ها (۵)

درودالهی ب امید تو

خوبیش اینه ک می چرخه

بهترین روز زندگے من روزیست کہ تو در میان ناباورے هاے من مے آ...

یه وقتایی ؛یه حرفایی...،چنان آتیشت میزنه... ،که دوست داری ف...

خستگی و حوصله نداشتن که به معنای دوست نداشتن نیست. آدمها حق...

روزی...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط