{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساس میکنم

احساس میکنم
دستانم دیگر به قدر کافی جوان نیستند
نشان به آن نشان
که روز های خوب
آرام آرام
از کف دستانم سُر میخورند
و پرت می شوند به زمان های ماضی
احساس میکنم کمی از زندگی را کم آورده ام
مثلا از ازل تا آغاز را !
حالا هی تلقین کنم به خودم ماه و ستاره وآسمان و بهار را
روزی عاقبت همه چیز، پاییز خواهد شد
نه ؟ من وحشت دارم من که نمیخواستم بهار همیشه باشد
فقط میخواستم
گل سرخی که از دخترک سرچهار راه میخرم تاآخر پاییز همان قدر قرمز بماندفقط میخواستم دستانم به قدری جوان باشندکه حتی اگرپیرشدم
بوی روزهای خوب را لابلای روزهایم پخش کنندهمین من فعلامیترسم خدایاتمامش کن باشد؟خسته ام میشنوی؟خسته این دنیایت چه کارهایکه بامن نکردچه زجرهایکه به خوردم ندادهقهقهای شبانه بغض دردزجرآری تمام اینهاحاصل زندگی دردنیایت است من منکه خیری اززندگی ندیدم میگویندپشت هرگریه خندهایست پس کجاست من مدتهاست چشم انتظارآن روزم امادیگربس است یاتومراازخودم بگیریامن تمامش میکنم نام منکه ایوب نیست
دیدگاه ها (۲)

احساس میکنمدستانم دیگر به قدر کافی جوان نیستندنشان به آن نشا...

احساس میکنمدستانم دیگر به قدر کافی جوان نیستندنشان به آن نشا...

احساس میکنمدستانم دیگر به قدر کافی جوان نیستندنشان به آن نشا...

عشق واقعی هیچوقت بی نقص نیست#عاشقانه #عشق #عشقولانه #ابدی #ع...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

عشق اول

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط