{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ی

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐𝟐
///ساحل///
-اینم از بستنی و ساحل برگشتنیم باز برات آلوچه میگیرم
+مرسیییی
-ا.ت من برم از تو ماشین یه چی بیارم
+اوکی
جونگ کوک میره تو ماشین و گوشیش زنگ میخوره
-بله جک
>..........
-اوه اوکی اان میام
قطع میکنه و بر میگرده رو به ا.تت و داد میزنه
-ا.تتتتت بیااا بریممم
+اوکیییی
ا.ت میاد وسط خیابون که یه موتور با بیشترین سرعت داره به سمتش میاد ا.ت خشک میشه و بستنیش از تو دستش میفته
-ا.تتتتتتتت
و بومممممممم
جونگ کوک میدوعه سمت ا.ت
موتوری در لحظه سوار میشه و میره
-ا.تتتتت عزیزم قشنگمممم بلند شو چشماتو واکن
مردمم دورشون جمع شدن ا.ت کمی چشماشو وا میکنه
+بچممم....
-ا.تتتتتتتت
جونگ کوک ا.ت رو بلند میکنه توی ماشین میزاره و توجهش به خونی که از بین پاهای ا.ت راه افتاده جلب میشه
-اوه ا.تتت(با نگرانی و بغض)
درو میبنده و به سمت بیمارستان میره ا.ت و بغل میکنه و داخل میره
-کمکککککک کمککککککک زننن و بچمممم
°اقا آروم باش چیشده
-تصادف کردن
°تختو بیارید
$چیشده؟(دکتره)
-تصادف کردن
$(وضعیتو چیک میکنه)وضعشون وخیمه ببریدشون اتاق عمل همین الان
با تخت ا.ت رو تا اتاق عمل میبرن
°دیگه جلوتر نمیتونید بیاید
جونگ کوک همونجا میره کنار دیوار و میشنه دستاش پر از خو.ن ا.ته چشماش پر از اشک میشه در همین لحظه دکتر برا عمل ا.ت میره
- حالش خوب میشه
$بستگی داره عمل چجوری پیش بره
- زنم حاملست
$فک نکنم بچه زنده بمونه
-زنم بیماری قلبی داره
$پس عمل سختیو داریم
دکتر وارد اتاق میشه و جونگ کوک شکسته تر از قبل کنار دیوار میشینه سرشو به دیوار تکیه میده و شروع میکنه بع گریه کردن
^جونگ کوکککک؟
^داداش چیشده
-ا.ت تصادف کرده
^وای
-ته بچم
¥عه بچه ها شما اینجا چیکار میکنید جونگ کوک داری گریه میکنی
^ا.ت تصادف کرده
¥ا.ت حاملست
^اره
¥و بیماری قلبی داره
^وای اره
¥خیلی خطر ناکه
جونگ کوک هنوز داره گریه میکنه
ته با تعجب به مردی نگاه میکنه که اخرین باری که گریه کرده بود مرگ مادرش بوده و الان داره با تموم وجودش گریه میکنه جلو میره و رفیقشو که شکسته بغل میکنه
^داداش ایشاا هر دوشون زنده میمونن
-......(گریه)
۵ ۶ ساعت بعد
دکتر اومد بیرون
-دکتر حال همسرم چطوره
$حالشون زیاد خوب نیست و به خاطر بیماری قلبیشون به کما رفتن
^چی؟؟؟
-کما!
^بچه چی؟
$متاسفانه از دستشون دادیم
جونگ کوک با تموم وجودش میشکنه ودیگه نمیتونه رو پاهاش وایسته ته به زور سر پا نگرش میداره
....‌‌‌‌
ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۸)

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐩𝐚𝐫𝐭𝟐𝟑_ا.ت رو میبیرن به اتاق مخصوصش//ی...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐𝟒جونگ کوک با ضرب سرشو بلند میکنه ...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐𝟏_-خب بفرما خانوم ا.ت اینم آبمیوه...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐𝟎.آقا دیوها.ت نامه رو میخونه و عص...

My vampire

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط