{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌‌‌ Part12

‌‌‌‌ Part12


درسته بابام حروم زاده ولیی اون نباشه من کسی رو
ندارم لطفا بابامو ببخش

با این حرفم شروع کرد به بلند خندیدن روی مبل نشست و سیگارشو روشن کرد

-بابای حرو.زا.دت کل زندگیمو گرفت زنمو گرفت بچمو گرفت بعد تو توقع داری رضایت بدم اون آزاد بشه و راست راست راه بره بعدش زن بچه من زیر خاک باشن؟

این حرفشو با صدای پر از کینه درد خشم میگفت درکش میکردم ولی چی میکردم منم جز بابام کسی رو نداشتم

_هرکاری بگی برات انجام میدم هرچی بخوای بهت میدم فقط

هنوز جمله ام تموم نشده بود که بلند شد و به سمتم امد و زل زد بهم

-هرچی که بخوام بهم میدی

بدون اینکه به منظور حرفش فکر کنم

_اره هرچی بخوای بهت میدم

نیشخندی بدی زد که یهو فهمیدم منظورش چی بوده که یهویی رنگم مثل گچ سفید شد

-من م م ن

واییی لکنت هم آمد

-لکنت هم که داری؟
_ار ه اره

-من به یک شرطی باباتو آزاد میکنم

داشت حرفشو میگفت که یهویی در خونه باز شد و یک پسری امد همون پسری که یک بار تو شرکت دیدیمش(کامران)

-سلام داداش

بهتین به سمت پسره رفت و درگوشش چیزی گفت و گفت چشم

بعدش یهویی
دیدگاه ها (۰)

Part11یک خانومی جواب داد و درباز کرد وارد حیاط شدم حیاطی بزر...

ببخشید اینقدر رمان دیر به دیر میزارم این روزا سرم شلوغه قول ...

Part6 عشق به طعم درد_کارتو بگو سریع-من من رحیمی هستم امدم بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط