{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مبتلای تو ام و هرچه رعایت کردم

مبتلای تو ام و هرچه رعایت کردم
به خودم بیشتر از پیش سرایت کردم
در نگاهم خبری نیست به جز چشمانت
هرچه در آینه ها دیدم و دقت کردم
باز افکارِ شب تیره به هم ریخته است
باز در مورد موهای تو صحبت کردم
در وطن دوست زیاد است ولی دیگر من
به همین غربتِ در شهر تو عادت کردم
تا مسیرم به بیابان نگاهت افتاد
من به باران و نم و چتر خیانت کردم
نفسم،روح و تنم، حال و هوایم سردست
قفل کن پنجره را سخت هوایت کردم
دیدگاه ها (۰)

گاهی فقط یک ابر می ‌فهمد هوایم رایک روح سرگردان، سرای ناکجای...

ڪاش..?دنیا یڪبار هم ڪہ شدہ بازیش را بہ ما مے باخت مگر چہ لذت...

عشقم؟داری این متنو میخونے؟ازت دلگیرم...من داشتم زندگیمو میکر...

من همان غمگین این شهرم ڪه یارے داشتممن همان خاڪسترم، روزے شر...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۳۳(از زبان ات)بعد از اینکه از اون...

My professor Part:6هم اتاقیام با وحشت نگاهم کردن:رز:چی شده ا...

رمان melegim 🪽:پارت ۴ ...دکتر ایشا یک لحظه میاید . امروز صبح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط