{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مبتلای تو ام و هرچه رعایت کردم

مبتلای تو ام و هرچه رعایت کردم
به خودم بیشتر از پیش سرایت کردم
در نگاهم خبری نیست به جز چشمانت
هرچه در آینه ها دیدم و دقت کردم
باز افکارِ شب تیره به هم ریخته است
باز در مورد موهای تو صحبت کردم
در وطن دوست زیاد است ولی دیگر من
به همین غربتِ در شهر تو عادت کردم
تا مسیرم به بیابان نگاهت افتاد
من به باران و نم و چتر خیانت کردم
نفسم،روح و تنم، حال و هوایم سردست
قفل کن پنجره را سخت هوایت کردم
دیدگاه ها (۰)

گاهی فقط یک ابر می ‌فهمد هوایم رایک روح سرگردان، سرای ناکجای...

ڪاش..?دنیا یڪبار هم ڪہ شدہ بازیش را بہ ما مے باخت مگر چہ لذت...

عشقم؟داری این متنو میخونے؟ازت دلگیرم...من داشتم زندگیمو میکر...

من همان غمگین این شهرم ڪه یارے داشتممن همان خاڪسترم، روزے شر...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۰۲تهیونگ-کر به نظر میرسم؟ با ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۷۹یه دفعه و خيلي تند چشمامو با...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.72  (روایت از زبان ا.ت)---وق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط