{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واسهــ اون اشـڪ میــریخت،

واسهــ اون اشـڪ میــریخت،
مـن قــربـون صـدقهـ اشکــاش میــرفتـم و آرومــش میــکردم...
دیدگاه ها (۸)

دستشـو گـذاشت سمـت راسـت قفســه‌ی سینــش و گفــت وای قلبـــم...

همیـن جـوریش یهـ شهــر بـام بــده....تـو سمت مـن بـاش عـذابـ...

از تمــامِ دوست داشتــن فقـط اونجــاش کهـ میگهـ میشهـ ببینـم...

این تنها ادیتی بود که فقط داشتم قربون صدقه اون میرفتم 🤗

قربون اون خندت بشم من:)))

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط