{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستشـو گـذاشت سمـت راسـت قفســه‌ی سینــش

دستشـو گـذاشت سمـت راسـت قفســه‌ی سینــش
و گفــت وای قلبـــم!
خنـدیـدم،
گفتـم قـلب سمــت چپـــه‌هـا!
ســریع دستشــو گذاشتـش سمـت چـپ،
بـا نـالــه گفـت حــواس نمیــذاری واسـه آدم کـــه :/
دیدگاه ها (۱)

گریــه نــمی کــرد؛امــا از صـدایش اشـک می چکیــد...

واسهــ اون اشـڪ میــریخت،مـن قــربـون صـدقهـ اشکــاش میــرفت...

my love part 75

دختر بد (سناریو فیک جواهر بخش ای)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط