{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

°دفتر یادداشت روزانه دخـــــتر:

°دفتر یادداشت روزانه دخـــــتر:
امروز باهاش بهم زدم بهش گفتم از اینکه باهاش هستم خوشحال نیستم ..
فکر کردم بهم میگه نرو بمون…
اما اون گذاشت که برم…
به همین راحتی کسی رو که این همه دوسش داشتم و منتظرش بودم از دست دادم…………..

دفتر یادداشت روزانه پســـــر:
امروز باهام بهم زد گفت از اینکه باهامه خوشحال نیست …
انقدر خورد شدم که نتونستم بگم چرا؟!
میخواستم ازش بخوام که نره اما وقتی با من خوشحال نیست نمیتونم به زور نگهش دارم ….
به همین راحتی دختری رو انقدر عاشقش بودم از دست دادم…

نتیجه ی غرور این شد:
(تنــــــــــــهایــــــــــی)
⇚♥⇛
از زبان يك توريست:
من درایران چیزهای عجیبی دیدم ....!
کسی بوسه ی فرانسوی بلد نیست....!
اینجا مثل آلمان پل عشق ندارد......!
از رز هلندی هم خبری نیست.....!
اینجا عشق یعنی....!
به خاطر چشم های دوروبرت.....!
معشوقت را فقط از پشت گوشی بوسیده باشی........!
دوست داشتن یعنی کلاس گذاشتن برای همدیگر...!!
من در ایران نتوانستم به کسی بفهمانم دوست داشتن را به حساب چیز دیگری مگذار ...!
ایرانیان جوانی نمی کنند پیر مرد و پیرزن های کم سن وسال بسیار دارند..!
دیدگاه ها (۱)

ﻏﻤﮕﯿﻨﻢ ..... ﻣﺜﻞ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻋﺸﻘﺸﻮ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺑﺎ ۱ﻧﻔﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺪ ﺍﺱ...

ﺑﺮﺍﺵ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻡ : ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﻛﻤﺘﺮ ﺑﻬﻢ ...

Part ¹⁷جونگکوک رفت بیرون منم پشت سرش رفتم دنبال بچه ها می‌گش...

آقا من زنده ام!

ᴘᴀʀᴛ ۹ | خبر مهمچند روز بعد...آرا توی آشپزخونه پرورشگاه داشت...

‌پارت‌1 سفید و سیاه🤍🪨 ویو سونگین ‌عصبانی‌ بودم ‌چند ...

آخرین دعا 8

سناریو:زخم التیامی/پارت ۴(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان:۴:۵۲)**با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط