{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم همیشه گرفته از این زمانه ی تلخ

دلم همیشه گرفته از این زمانه ی تلخ
که لحظه لحظه به من می دهد ...
نشانه ی تلخ ،

دلم همیشه پر است از غمی که می آید
شبیه بغض گلوگیر ،
در بهانه ی تلخ ...

تب و تباهی و حس قریب تنهایی
عجب ضیافت شومی ،
در این شبانه ی تلخ ...

چقدر حس بدی است حس تنهایی
دوباره زمزمه ی زیر لب ،
ترانه ی تلخ .

کبوتری که بیفتد جدا ز معشوقش
چگونه پر بزند !
رو به آشیانه ی تلخ ؟

قلم به دست من امشب به گریه می گوید:
چرا دوباره شروعی ،
به عاشقانه ی تلخ ؟

تمام قصه همین بود : اینکه تو بروی
و خیره منتظرم من ،
.... به بی کرانه ی تلخ ...
دیدگاه ها (۴)

. همہ ے زندگے امدر یک " تو "خلاصہ مے شود" تو " در خلوتم قدم...

تو را حس میکنم هر دم...که با چشمان زیبایت مرا دیوانه ام کردی...

از قصه ی عشق من و تو درد به جا ماندیک فصل پر از حادثه ی زرد ...

مــــــــــــــــــــن آرام دوسـتت خواهم داشت... طــــــــ...

سناریوووووو اوردم آخر کپشن مهم

~عشق و جدایی~~فصل دوم~ Part:"1"ویو اتبا چیزی که مرد رو به رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط