{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منتظر هستم که در رویای من حاضر شوی

منتظر هستم که در رویای من حاضر شوی
تا کمی در عاشقی مانند من ظاهر شوی

قصه ام مانند هند و آن همه گنجینه ها
مثل آن دریای نورم تا تو هم نادر شوی

روز و شب از دوری ات اشعار زیبا گفته ام
نوبتت امشب شده تا از غمم شاعر شوی

دین و ایمانت فقط چشمان معشوقت شود
همچو من شاید تو هم از عاشقی کافر شوی

 ترم آخر باشی و من هم نباشم پیش تو
تا که در درس و کلاست از غمم آخر شوی

خودکشی هم می شود فکر و تمام ذهن تو
از هجوم فکر بد مانند نی لاغر شوی

از غم پاییز زرد و نم نم باران و درد
می روی در کوچه ام تا از غمم عابر شوی
دیدگاه ها (۳)

تواصلا نیامده‌ای که بِرویتوهمیشه اینجا بودیهمین‌جامدفون پشتِ...

تواصلا نیامده‌ای که بِرویتوهمیشه اینجا بودیهمین‌جامدفون پشتِ...

.تواصلا نیامده‌ای که بِرویتوهمیشه اینجا بودیهمین‌جامدفون پشت...

تواصلا نیامده‌ای که بِرویتوهمیشه اینجا بودیهمین‌جامدفون پشتِ...

تواصلا نیامده‌ای که بِرویتوهمیشه اینجا بودیهمین‌جامدفون پشتِ...

تواصلا نیامده‌ای که بِرویتوهمیشه اینجا بودیهمین‌جامدفون پشتِ...

به قلب ِ من تو با چشمت ، تو هر دم می زنی تیشه نکن با قلب ِ م...

آیت‌اله سلطانیان شاعر ایلامی

بهزاد بهلولی

اکرم محمدی شاعر تهرانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط