{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حذر از عشق

حذر از عشق؟
ندانم!
سفر از پیش تو؟
هرگز نتوانم
نتوانم

نتوانم...
یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شد
آمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد

دل به او بستم و چشم از همه کس پوشیدم
سبب ِدلخوشی ِامشب و فردایم شد

بس صدا کرده ام او را "عسلم" انگاری
اسم او باعث ِشیرینی ِلبهایم شد

شاعرم کرد غم ِچشم ِسیاهش آخر
بهترین سوژه ی اشعار ِغم افزایم شد

غزل اندر غزل از اسم ِقشنگش گفتم
زد و گل واژه ترین واژه ی غمهایم شد

بعد ِهر شعر و غزل گریه عجب میچسبد!!
گریه اصلاً نمک ِشعر و غزلهایم شد..
دیدگاه ها (۹)

سلام مهربانانمن در صبحی ﺯﯾﺒﺎ ﯾﺎﺩتان ﻣﯽ ﮐﻨﻢ؛ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎیتا...

.بغلم کن که کمی ساکت وآرام شوم در خیالی که گرفتار تو شددام ش...

شب است ودرسکوت شب نشسته ام به خاطرتدلخوشم به این دلے که بسته...

منتظر هستم که در رویای من حاضر شویتا کمی در عاشقی مانند من ظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط