{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید روزی جایی بوی عطری شبیه به عطر من ، تورا از وسط افکا

شاید روزی جایی بوی عطری شبیه به عطر من ، تورا از وسط افکارت بیرون بکشد...
سرت را از میان انبوه برگه های پهن شده ی رو میزت ، بالا بیاوری و دلت بریزد !
عینکت را بزنی و به دختری که روبرویت ایستاده دقیق نگاه کنی!
دستت بلرزد و خودکارت بیفتد ..
با خودت تکرار کنی چقدر شبیه خاطراتم است
و او با تن صدایش کسی را یادت بیندازد که منم!
منی که تنها نگاهم عوض شده و آینده ام !
دختری که با سردیِ نگاهش تپش های قلبت را منجمد کند!
نترس مردِ من ، خواستم بگویم بدون من تمام تو تمام میشود !
این یک هشدارِ عاشقانه بود پس به دوست داشتنم ادامه بده ...
دیدگاه ها (۱)

شاید روزی جایی بوی عطری شبیه به عطر من ، تورا از وسط افکارت...

#چگونه-باپدرت-آشنا-شدم؟-۵-شام ختم آقا جمال از گلویم پایین نم...

نامه شماره پنج «سینا و تخم اژدهایش!»شام ختم آقا جمال از گلوی...

قصه های شبانه :چگونه با پدرت آشنا شدم_مونا زارع «نامه شماره ...

سینا و تخم اژدهایش!شام ختم آقا جمال از گلویم پایین نمی‌رفت. ...

نامه پنجم -------------- شام ختم آقا جمال از گلویم پایین نمی...

روزگار به من آموخت که چیزی را بدست نخواهم آورد، مگر اینکه چی...

یاشا یاشا یاشا منیم خالقیم یاشا یاشا یاشا آذربایجان

آغوش تو بهترین جای امن منه....#عاشقانه #love #آغوش #کره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط