{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز دلم گرفته بود

یک روز دلم گرفته بود °°
مثل هوای بارونی ••
دلم هوا تو کرده بود °°هوای شیرین زبونیت
دلم میخواست گریه کنم••
بگم ک سخته تنهای °°
ای همصدای آشنا ••
بگو ک پیشم میمونی°°

رفتم نشستم کنار پنجره ••
گفتم شاید ببینمت °°
دیدم محاله دیدنت••
یهو دیدم ی شاپرک°°
اومد نشست رو شونهام ••
یواشکی چشمامو بست °°
تا نبینم اشک خودم••
بهم.میگفت ::
یادت میاد چقد دلت میخواست بهش بگی :عاشقتم...دوستت دارم...پات میشینم ....دیدم ک اون رفته ....بودو منم ....دارم خواب میبینم ...
دیدگاه ها (۲)

☜اشـــتــباه نگــیــــــر !. وقـــتــے مُـقـصــرے و مــعذرتـ...

✘~تـــواگـــــرمیدانستــــــے کـــه چــــه زخمــــــےدارد؛خن...

⇐کِتـــــــاب خـــدا رو قَـسـم خــورد⇒ ترکــم نکــنـه...حـ...

ﻫــﺮ ﺩﯾــﻮثی ﺭﻭ ﺗﻮ ﻗـــﻠﺒــﺘﻮﻥ ﺟــﺎ ﻧـﺪﯾﺪ ^__^جــــﺎﯼِ ﺁﻓـــ...

P23🍯لارا«دست و پاهام خیلی درد میکرد اون نگهبانه خیلی بد پرتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط