یک روز دلم گرفته بود
یک روز دلم گرفته بود °°
مثل هوای بارونی ••
دلم هوا تو کرده بود °°هوای شیرین زبونیت
دلم میخواست گریه کنم••
بگم ک سخته تنهای °°
ای همصدای آشنا ••
بگو ک پیشم میمونی°°
رفتم نشستم کنار پنجره ••
گفتم شاید ببینمت °°
دیدم محاله دیدنت••
یهو دیدم ی شاپرک°°
اومد نشست رو شونهام ••
یواشکی چشمامو بست °°
تا نبینم اشک خودم••
بهم.میگفت ::
یادت میاد چقد دلت میخواست بهش بگی :عاشقتم...دوستت دارم...پات میشینم ....دیدم ک اون رفته ....بودو منم ....دارم خواب میبینم ...
مثل هوای بارونی ••
دلم هوا تو کرده بود °°هوای شیرین زبونیت
دلم میخواست گریه کنم••
بگم ک سخته تنهای °°
ای همصدای آشنا ••
بگو ک پیشم میمونی°°
رفتم نشستم کنار پنجره ••
گفتم شاید ببینمت °°
دیدم محاله دیدنت••
یهو دیدم ی شاپرک°°
اومد نشست رو شونهام ••
یواشکی چشمامو بست °°
تا نبینم اشک خودم••
بهم.میگفت ::
یادت میاد چقد دلت میخواست بهش بگی :عاشقتم...دوستت دارم...پات میشینم ....دیدم ک اون رفته ....بودو منم ....دارم خواب میبینم ...
- ۷.۵k
- ۳۱ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط