بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست پانزده🍷🔪
کمکم کرد که سمت خونه برم
خدمتکارا با دیدنم مات مونده بودن
انگار انتظار نداشتن من و اینطوری تو این حالت ببینن
پوزخندی زدم
مگه خودم انتظار داشتم؟ مگه انتظار داشتم که روز بعد حاملگیم کتک بخورم؟
از کسی که عاشقش شده بودم
نمیدونستم چجوری قراره برم بالا
با پاهای لرزون از پله ها خواستم برم بالا
ولی کمرم به شدت تیر کشید
که باعث شد جیغ بلندی از درد بکشم
هق هقم بلند شد
دلم میخواست بمیرم از درد ، اونقدری درد داشتم که حتی نمیتونستم بشینم
کوروش با شنیدن صدای جیغم برگشت
به سمتم اومد سریع
با نگرانی گفت
+چیشد؟ کجات درد میکنه عزیزم؟
میخواستم داد بکشم
جیغ بزنم و بگم ادای آدمای خوب و در نیار عوضی ...هرچی میکشم به خاطر توعه
ولی فقط سکوت کردم.
هق هق نمیزاشت چیزی بگم
دستشو انداخت زیر پام
بغلم کرد و با قدمای محکم از پله ها برد بالا
پارت دویست پانزده🍷🔪
کمکم کرد که سمت خونه برم
خدمتکارا با دیدنم مات مونده بودن
انگار انتظار نداشتن من و اینطوری تو این حالت ببینن
پوزخندی زدم
مگه خودم انتظار داشتم؟ مگه انتظار داشتم که روز بعد حاملگیم کتک بخورم؟
از کسی که عاشقش شده بودم
نمیدونستم چجوری قراره برم بالا
با پاهای لرزون از پله ها خواستم برم بالا
ولی کمرم به شدت تیر کشید
که باعث شد جیغ بلندی از درد بکشم
هق هقم بلند شد
دلم میخواست بمیرم از درد ، اونقدری درد داشتم که حتی نمیتونستم بشینم
کوروش با شنیدن صدای جیغم برگشت
به سمتم اومد سریع
با نگرانی گفت
+چیشد؟ کجات درد میکنه عزیزم؟
میخواستم داد بکشم
جیغ بزنم و بگم ادای آدمای خوب و در نیار عوضی ...هرچی میکشم به خاطر توعه
ولی فقط سکوت کردم.
هق هق نمیزاشت چیزی بگم
دستشو انداخت زیر پام
بغلم کرد و با قدمای محکم از پله ها برد بالا
- ۲.۱k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط