{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست شانزده🍷🔪



گذاشت روی تخت

کل بدنم درد میکرد ، آروم ناله میکردم و به خودم میپیچیدم ..

نشست کنارم
با نگرانی نگاهم کرد و لب زد
+دکتر خبر کنم!؟

آروم هقی زدم ، لبم و گاز گرفتم و با چشمای اشکی نگاهش کردم
_تو بری بیرون من خوب میشم ..برو بیرون سریع!!

اخماش رفت توهم به خاطر لحن من ولی چیزی نگفت

زمزمه کردم
_طلاق می‌خوام باید طلاقم بدی

نفس نفس میزد از عصبانیت
غرید
+خفه شو! اوکی؟ خفه شو وگرنه میکشمت...

خندیدم ، مثل خودش صدامو بردم بالا
ـ خفه شم؟ نشم منو میکشی ؟؟؟اوکی منو بکش! ولی من یا فرار میکنم یا طلاق میگیرم

معلوم بود به زور خودش و کنترل کرده بود 
از جاش بلند شد

رفت بیرون ولی قبل رفتنش لب زد
+یه بار دیگه همچین چیزایی ازت بشنوم اینجوری نمیکنم!

چه جوری نمیکرد؟
با حرفش جواب سوالم و گرفتن
+اینجوری نمیزدم، محکم تر می زدمت تا لال شی

بعد از اتاق رفت بیرون و در و محکم به هم کوبید
دیدگاه ها (۲)

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست هفتده🍷🔪مات مونده میخواست کتکم بزنه؟ ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست هجده 🍷🔪شامپو زدن به موهام بدنم می‌سو...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست پانزده🍷🔪کمکم کرد که سمت خونه برم خدم...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست چهارده🍷🔪هنوز صحنه ی اون روزی که تو ک...

ات: art 18مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت چهار

mafia family

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط