تو را گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هر شب
تو را گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هر شب
بدین سان خواب ها را با تو زیبا میکنم هرشب
تبی این کاه را چون کوه سنگین میکند آنگاه
چه آتش ها که در این کوه، برپا میکنم هرشب
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها،خوشا بر من!
که پیچ و تاب آتش را تماشا میکنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن،که تا باور کنی ای دوست!
چگونه با جنون خود،مدارا میکنم هر شب
چنان دستم تهی گردید از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بی کسی "ها" میکنم هر شب
دلم فریاد میخواهد، ولی در انزوای خود
چه بی آزار با دیوار، نجوا میکنم هر شب
کجا دنبال مفهومی برای عشق میگردی؟
که من این واژه را تا صبح معنا میکنم هر شب
بدین سان خواب ها را با تو زیبا میکنم هرشب
تبی این کاه را چون کوه سنگین میکند آنگاه
چه آتش ها که در این کوه، برپا میکنم هرشب
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها،خوشا بر من!
که پیچ و تاب آتش را تماشا میکنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن،که تا باور کنی ای دوست!
چگونه با جنون خود،مدارا میکنم هر شب
چنان دستم تهی گردید از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بی کسی "ها" میکنم هر شب
دلم فریاد میخواهد، ولی در انزوای خود
چه بی آزار با دیوار، نجوا میکنم هر شب
کجا دنبال مفهومی برای عشق میگردی؟
که من این واژه را تا صبح معنا میکنم هر شب
- ۲.۰k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط