تورا گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هرشب
تورا گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هرشب
بدین سان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب
تبی این کاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه
چه آتش ها که در این کوه برپا می کنم هرشب
تماشایی ست پیچ و تاب آتش ها ،خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با غرور خود مدارا می کنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
"که این یخ کرده را از بی کسی "ها" می کنم هر شب"
بدین سان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب
تبی این کاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه
چه آتش ها که در این کوه برپا می کنم هرشب
تماشایی ست پیچ و تاب آتش ها ،خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با غرور خود مدارا می کنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
"که این یخ کرده را از بی کسی "ها" می کنم هر شب"
- ۳.۰k
- ۰۳ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط