{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۴

پارت ۱۴
ویو عمارت کیم/
ا.ت:هوففففففففففففففففف
ا.ت:مرسی پیت مرخصی
پیت:ممنون خانم
ا.ت:آجوما یک قهوه میاری اتاقم لطفا
آجوما:سلام چشم خانم
تهیونگ: جلسه چه طور بود؟
ا.ت:افتضاح
تهیونگ:او شت خبرش همه جا پیچیده
ا‌.ت:یادم نیار که چه گندی زدن
تهیونگ:اوک برو به کارت برس بعدش بریم باهم باشگاه(توی عمارت خودشون یک باشگاه داشتن)
ا.ت:اوک

ویو ا.ت/
رفتم بالا یک لباس راحت پوشیدم و اون لباس رسمی رو گذاشتم تو کمد نشستم پشت میز کارم تا به کارام برسم آجوما قهوه ام رو آرود یکم قهوه خوردم بعد از سه ساعت کارام تموم شدن که با تهیونگ رفتیم باشگاه تهیونگ بارفیکس میرفت منم بکس.
تهیونگ:هی ا.ت چرا انقدر محکم بکس میزنی چرا فقط باند بیچیدی دور دستت دستکش بنداز دستت زخم میشه ها
ا.ت:بیخیالش
تهیونگ:یااااا..
ا.ت:ساکت باش بزار راحت باشم اعصاب ندارم یک وقت دیدی ناقصت کردما
تهیونگ:خیل خب اعصاب قورت داده
ا.ت:یک مشت زدن به شکمت تهیونگ
تهیونگ:مستطیلی خندید
ا.ت:رفتم تردمیل و ارپاد گذاشتم رو گوشم و
"Set me free" گوش میدادم
خلاصه..بعد یک ساعت ورزش بدنمون رو سرد کردیم و رفیتم اتاقامون و خوابیدیم تا واسه فردا انرژی کافی داشته باشیم‌‌‌..

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۵ویو ساعت چهار صبح/ا.ت:بیدار شدم و تند تند مسواک زدن ی...

پارت ۱۶ویو عملیات/ا.ت:حرکت کنید(توی بیسیم)جیمین:دستش رو به ن...

پارت ۱۳{ پنج سال بعد}خب خبکیم ا.ت ۲۴ ساله ملکه ی مافیاهای کر...

پارت ۱۲ویو جیمین/به سمت اتاق ا.ت راه افتاد و دید ا.ت با صورت...

پارت ۱۴: عمو های من مافیان

عشق دروغین

پارت ۴ عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط