{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچ آزاری ندیدم هرگز از بیگانه ای

هیچ آزاری ندیدم هرگز از بیگانه ای
هر غمی کامد بدل از خویش بود و آشنا

#فیض_کاشانی
دیدگاه ها (۰)

سرایی را که صاحب نیست،ویرانی است معمارشدلِ بی عشق میگردد خرا...

مقدار یار همنفس چون من نداند هیچ‌کسماهی که بر خشک اوفتد قیمت...

مرا از سینه بیرون کنببر از خاطر آشفته نامم رابزن بر سنگ جامم...

گاهی میان مردم در ازدحام شهر غیر از تو هر چه هست فراموش میکن...

وه که گر من بازبینم روی یار خویش راتا قیامت شکر گویم کردگار ...

بحث بحثِ خاک است، بحثِ غیرت بر سرِ مادرِ خویش. تا زمانی که ا...

وطن فروش آخر وطنت را بفروشی به چه قیمت؟ در شادی بیگانه بکوشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط