{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندشاتی جونگکوک

چندشاتی جونگکوک

part 4

بعد از چند سری همکاری و شکست دادن ابر شرور...

اسپایدرمن و اسپایدروُمِن .. باهم دوست شدن...
اسپایدرمن از اسپایدروُمِن مراقبت میکرد و دیگه ازش بدش نمیومد...
بلکه.. عاشقش شده بود...


یک روز.. بعد از نبرد...
اسپایدرمن به همراه اسپایدروُمِن..
باهم .. به بالا پشت بوم یه ساختمون رفتن تا صحبت کنن..

همین‌طور لبه ی ساختمون نشسته بودن
و باهم صحبت میکردن

-ام.. چندسالته؟

+من.. چند ماه دیگه.. ۲۰ سالم میشه..

-اوه..

+و تو؟

-من.. ۲۷ سالمه..

+۷ سال ازم‌بزرگتری...

- میتونم.. که..

+که؟

-صورتت رو ببینم؟

+یعنی.. میخوای نقابم رو در بیارم؟

-ام..آره.. البته.. اگر که میشه

+خب.. باشه...

دستشو سمت نقاب صورتش برد و برش داشت..

یه دختر خیلی زیبا..
با چشمای آبی...
موهای طلایی...
لبای خوش فرم...
واقعا زیبا بود و کسی نمیتونست زیبایی اون دختر رو توصیف کنه..

برای لحظه...
قلب‌پسر به‌تپش افتاد..
انگار یه الهه زیبا جلوش وایساده بود..

لبخندی به لبش اومد..
به سمت دختر رفت و بهش نزدیک شد...

-تو... واقعا منحصربه فردی...

دختر لبخندی از سر خجالت زد .

+ممنونم.. !

پسر هم نقاشی رو برداشت..
پشت اون نقاب لعنتی..
یه پسر خیلی زیبا.. با پرسینگ لب.. و‌پرسینگ ابرو...
طوری زیبا بود که باعث شد دختر از زیبایی اون.. بتونه قابلیت اینو داشته باشه که ساعت ها مدام بشینه جلوش و بهش زل بزنه..

لبخندی زد

+تو.. واقعا واقعا یه پسر زیبا هستی
پسر لبخندی زد و دست دختر رو گرفت

-راستش.. تو.. به عشق در‌نگاه اول اعتقاد داری؟

+خ..خب آره

-من اعتقاد نداشتم.. تا وقتی.. الان.. صورت زیبای تورو دیدم!

دختر قلبش به تپش افتاد ...
مردمک چشم‌هاش میلرزید...

دستاش یخ کرد..
نمی‌دونست چیکار کنه

-میدونم خیلی احمقانه هست ولی.. لطفا مسخرم نکن.. و میدونم‌دوستم نداری.. ولی خب.. خواستم حرفمو بگم

+شوخیت‌گرفته؟ من بیشتر از هرکی تو دنیا عاشقت شدم.. دقیقا عشق در نگاه اول.. کاملا مثل تو..


پسر لبخندی زد..
کمر دختر رو‌گرفت و به خودش نزدیک کرد..

-عاشقتم ابر قهرمانِ من..

the end.
دیدگاه ها (۲۰)

چندشاتی تهیونگpart 1درحالی که غذاش رو روی‌میز گذاشت، روی صند...

چندشاتی جینpart 1کلید رو داخل قفل در چرخوند و کفشاش رو در آو...

چند شاتی جونگکوکPart ۳×پس..؟-ایشون فقط یه همکار موقت بود و ی...

چند شاتی جونگکوکPart ۲به سمت ابر شرور رفتن و بهش رسیدن....پس...

رمان: ببر من p۲ _: تعجب کردم...

رومان عشق بی نھایت پارت 11از زبان ملیسااون دختر صدامونو شنید...

رومان عشق بی نھایت پارت 11از زبان ملیسااون دختر صدامونو شنید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط