{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی قهوه این بار

بوی قهوه این بار
اشیا را آشفته کرده
فنجان نشسته ی صبح
مشاجره ی عصر
پنجره ای که امشب به رودخانه باز نخواهد شد
قهوه ای دیگر بنوشیم

ایرج ضیایی
دیدگاه ها (۳)

با آغاز هر صبح شادباش و بخنددوست بدارفراموش کنمهربان باشهرصب...

زمان همه را به یکسان از پا می اندازدمثل آن درشکه چی که به اس...

امتداد گیسو‍‍انت می‌شود نهایت سیاهیِ شبمی‌شود همان خیابانی ک...

بوسه مرگ "پارت ۲۷"ویو شبشب، سکوت عجیبی تمام عمارت رو فرا گرف...

تکاپو پارت ۹۱:چای سبز؟ 🍵🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍نور طلایی صبح، آرام از میا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط