{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت:۱

پارت:۱
سن: جونگکوک26|ات20|
علامت ها:|جونگکوک+|ات-|
ویو ات:
امروز حالم خوب نبود
زنگ زدم به محله کارم و گفتم که من نمیام
خب سلام من اتم۲۰سالمه توی ی رستوران کار میکنم مادرم رو توی بچگی از دست دادم پدرم هم 5سال پیش از دست دادم توی خونه تنها زندگی میکنم از زمانی که پدرم رو از دست دادم دیگه توی خونه بچگیم زندگی نمیکنم
توی تختم دراز کشیده بودم که حس کردم خیلی گشنمه
پس بلند شدم و رفتم توی اشپزخونه تا ی چیزی درست کنم
رفتم و ی نودل درست کردم و رفتم روی کاناپه نشستم و تلویزیون رو روشن کردم تا نودلمو بخورم
غذا که تمام شد گذاشتمش روی میز و روی کاناپه دراز کشیدم تا هم استراحت کنم هم فیلمم رو ببینم
که از خستگی خوابم برد
وقتی بیدار شدم دیدم
یک نفر دارع نوازشم میکنه خواستم جیغ بزنم که دستشو گذاشت روی لبم
+هیششش
با علامت سر بهش گفتم که جیغ نمیزنم
دستشو از روی دهنم برداشت
-تو کی هستی اینجا چیکار میکنی
+خیلی سوال نپرس بیبی گرل مهم اینه ک تو الان دیگه مال منی
بعد از گفتم این حرف دستش رو توی جیبش برد و ی چیزی رو گذاشت توی دهنش
تا خواستم چیزی بگم
لباشو گذاشت روی لبام
هرچقدر تقلا میکردم ولی نمیکرد
نمیدونم چی شد بعدش همش سیاهی....ادامه دارد
شرط
لایک:۳۰
کامنت:۲۰
دیدگاه ها (۱۲)

جئون زهرا زن کوک

جئون زهرا زن کوک

لطفا ان نزنین چرا آخه 💔😭

وقتی که دعوا کردین و فرداش مسموم شدی:نامی☆: (سریع میبرتت بیم...

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩پارت۱۸ات ویو وقتی کوک رفت به سمت در...

.♡دزدی من♡.پارت 3رفتم بیرون و سوار ماشین شدم ات: برو خونهچند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط