خاطرات یک آرمی فصل پارت
خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۱۴
+خب هوبی اگه بخوای خودمونی بگی میشه "چطوری؟" اگر هم میخوای کتابی و پارسی بگی میگی "حال شما چطور است؟" که هیچوقت این جمله رو به کار نبر مسخرهات میکنن میشی سوژه ی هفته!
هوپ: خب یعنی همون اولی رو بگم؟
+آره دیگه!! خطرش واسه سوتی دادنت کمتره!
هوپ: خب... شتری؟
+خودتی!
هوپ: این الان جواب بود؟! به فارسی گفتی خوبی؟!
+صب کن تو الان چی گفتی؟!
هوپ: همون احوالپرسی فارسی که بهم گفتی
+خب یه بار دیگه تکرارش کن!
هوپ: شتری؟!
با درک این حرف هوسوک از خنده وا رفتم
+واااای.. خخخخ .. خدا این روزارو از ما نگیر!! آی دلم!!
هوپ: اینجوری مسخرم نکن خب!
+پسرم..
هوپ: میدونی من چند سال ازت بزرگترم؟؟
+خب باشه پدرم..
هوپ: وانی گرفتی مارو؟!
+خیلی خب.. برادرم، انسان شریف، خیرکار، خردمند، زیبارو، شاهکاره خلقت، عجوبهی ....
هوپ: باش باش!
+ اینجانب با عرض ادب به جنابعالی یادآوری میکنم که این عبارتی که شما به کار آوردین در زبان فارسی با پند توهین آمیزتان یک حیوان است نه سوال دوستانه!
شوگا: میگم وانی با این لفظ و بیانت برو کاندید ریاست جمهوری شو!
+باورت میشه تو فکرش بودمممم!
جیم: یونگی این فکرا چیه تو مغذه کوچیک این بشر میکنی؟!
+واا! چشمم روشن! من مغذم کوچیکه؟!
هوپ: وانی چرا یه بار جدی بهم فارسی یاد نمیدی!!!!
+خب چیکارت کنم تو خودت توی تلفظا مشکل داری!!
هوپ: خب خیلی سخته توش موندم!
+گر صبر کنی ز کوره حلوا سازی!
هوپ: خب این یعنی چی؟
+یک ضرب المثل بسیار آموزندهی پارسیست به معنای صبر و صبوری کردن، تو اگر صبر کنی کلید تمام گنجینهها را در میابی. صبرررر صبررر
شوگا: میگم وانی رو یه سر دکتر ببریم؟
نامجون: آآآه! یونگی گل گفتی!
+من خودم دکترم! برم پیش یک دکتره دیگه که چی؟!
جین: هی بچهها! اگه به اول اسمه "وانی" یک "ر" اضافه کنیم میشه چی؟
کوک: میشه روانی ..
جین: آفرین کوکیااا! چون دانش آموز خیلی خوبی هستی بهت یک ستاره طلایی میدم! تازه آخره سال کل کارنامهات رو بیست رد میکنم! برات جایزه ی پایان تحصیلی هم میدم! آره من انقدر معلمه نمونهای هستم!
+همتون دست رو دست گذاشتین با تحقیرهاتون بهم حملهور بشید؟؟؟
ته: اه وانی تو که آدمه باجنبهای بودی!
+جنبه؟؟؟ باجنبه؟؟؟ حضرت های عالی میدونین باهام چیکار کردین؟! بیمارستان که نمیذارید برم به چندتا بیمار خدمت کنم، مدرک تحصیلیم رو دیوار نصبه داره خاک میخوره فداش شم! از تنهایی هم که پوسیدم دوتا دوست از جنس دختر ندارم یکم باهاش خوش و بش کنم! از شب تا صبح رو این کاناپه ی کوفتی میشینم و تخمه میشکنم و کیدرام نگاه میکنم، منو که بیرون نمیبرین چندتا آدم تو خیابون ببینم دلم خوش شه! دارم کم کم به گوه خوردن میوفتم که از سئول تا نیویورک این همه راه اومدم!
....
.
.
.
.
+خب هوبی اگه بخوای خودمونی بگی میشه "چطوری؟" اگر هم میخوای کتابی و پارسی بگی میگی "حال شما چطور است؟" که هیچوقت این جمله رو به کار نبر مسخرهات میکنن میشی سوژه ی هفته!
هوپ: خب یعنی همون اولی رو بگم؟
+آره دیگه!! خطرش واسه سوتی دادنت کمتره!
هوپ: خب... شتری؟
+خودتی!
هوپ: این الان جواب بود؟! به فارسی گفتی خوبی؟!
+صب کن تو الان چی گفتی؟!
هوپ: همون احوالپرسی فارسی که بهم گفتی
+خب یه بار دیگه تکرارش کن!
هوپ: شتری؟!
با درک این حرف هوسوک از خنده وا رفتم
+واااای.. خخخخ .. خدا این روزارو از ما نگیر!! آی دلم!!
هوپ: اینجوری مسخرم نکن خب!
+پسرم..
هوپ: میدونی من چند سال ازت بزرگترم؟؟
+خب باشه پدرم..
هوپ: وانی گرفتی مارو؟!
+خیلی خب.. برادرم، انسان شریف، خیرکار، خردمند، زیبارو، شاهکاره خلقت، عجوبهی ....
هوپ: باش باش!
+ اینجانب با عرض ادب به جنابعالی یادآوری میکنم که این عبارتی که شما به کار آوردین در زبان فارسی با پند توهین آمیزتان یک حیوان است نه سوال دوستانه!
شوگا: میگم وانی با این لفظ و بیانت برو کاندید ریاست جمهوری شو!
+باورت میشه تو فکرش بودمممم!
جیم: یونگی این فکرا چیه تو مغذه کوچیک این بشر میکنی؟!
+واا! چشمم روشن! من مغذم کوچیکه؟!
هوپ: وانی چرا یه بار جدی بهم فارسی یاد نمیدی!!!!
+خب چیکارت کنم تو خودت توی تلفظا مشکل داری!!
هوپ: خب خیلی سخته توش موندم!
+گر صبر کنی ز کوره حلوا سازی!
هوپ: خب این یعنی چی؟
+یک ضرب المثل بسیار آموزندهی پارسیست به معنای صبر و صبوری کردن، تو اگر صبر کنی کلید تمام گنجینهها را در میابی. صبرررر صبررر
شوگا: میگم وانی رو یه سر دکتر ببریم؟
نامجون: آآآه! یونگی گل گفتی!
+من خودم دکترم! برم پیش یک دکتره دیگه که چی؟!
جین: هی بچهها! اگه به اول اسمه "وانی" یک "ر" اضافه کنیم میشه چی؟
کوک: میشه روانی ..
جین: آفرین کوکیااا! چون دانش آموز خیلی خوبی هستی بهت یک ستاره طلایی میدم! تازه آخره سال کل کارنامهات رو بیست رد میکنم! برات جایزه ی پایان تحصیلی هم میدم! آره من انقدر معلمه نمونهای هستم!
+همتون دست رو دست گذاشتین با تحقیرهاتون بهم حملهور بشید؟؟؟
ته: اه وانی تو که آدمه باجنبهای بودی!
+جنبه؟؟؟ باجنبه؟؟؟ حضرت های عالی میدونین باهام چیکار کردین؟! بیمارستان که نمیذارید برم به چندتا بیمار خدمت کنم، مدرک تحصیلیم رو دیوار نصبه داره خاک میخوره فداش شم! از تنهایی هم که پوسیدم دوتا دوست از جنس دختر ندارم یکم باهاش خوش و بش کنم! از شب تا صبح رو این کاناپه ی کوفتی میشینم و تخمه میشکنم و کیدرام نگاه میکنم، منو که بیرون نمیبرین چندتا آدم تو خیابون ببینم دلم خوش شه! دارم کم کم به گوه خوردن میوفتم که از سئول تا نیویورک این همه راه اومدم!
....
.
.
.
.
- ۱۵.۳k
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط