گاهی اگر یادم ڪنی،، دل میدهم بر یاد تو
گاهی اگر یادم ڪنی،، دل میدهم بر یاد تو
قلبم تورا میخواهدو سر میدهد فریادِ تو
این دَم اگر یاری ڪند،، جان را فدایت میڪنم
شیرین اگر با من شوی،، من میشوم فرهادِ تو
هرجا ڪه نامت بشنوم،، غافل از خود میشوم
حال مرا جا آورد،، دیدارِ رویِ شادِ تو
جان و دلم ویران شده،، در این مسیر عاشقی
دل با همه ویرانی اش،، هر دم شود آبادِ تو
ای دل ڪمی آهسته تر برسینه با سنگت بڪوب
گر با تو باشد میلِ او،، خود میرسد بر داد ت
قلبم تورا میخواهدو سر میدهد فریادِ تو
این دَم اگر یاری ڪند،، جان را فدایت میڪنم
شیرین اگر با من شوی،، من میشوم فرهادِ تو
هرجا ڪه نامت بشنوم،، غافل از خود میشوم
حال مرا جا آورد،، دیدارِ رویِ شادِ تو
جان و دلم ویران شده،، در این مسیر عاشقی
دل با همه ویرانی اش،، هر دم شود آبادِ تو
ای دل ڪمی آهسته تر برسینه با سنگت بڪوب
گر با تو باشد میلِ او،، خود میرسد بر داد ت
- ۶۸۲
- ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط