{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part:158

Part:158
سوبین : بهتر شد خب من رفتم
هامی : خدافظ قشنگم
لارا : آیییی نگاش کن بچم بزرگ شده
هانی : اوهوم
ته : دارن دق میکنم با دستای خودمون گوسفندو سپردیم دست شیر
لارا : آیییی ناموسا ول کن باشه؟
کوک : هوففف شما دوتام دستتون درد نکنه
هانی : کوک زنگ بزنیم نینا
لارا : عه عاره عاره
کوک : باش پس وایسین
ویو سوبین
سوبین : زینگگگگگ
مادام : کیه؟
سوبین : منم مامانی
مادام : عه دخترم تویی اتفاقا میخواستم بهت زنگ بزنم
سوبین : مامان الکس خونس؟
مادام : هعی نه
سوبین : چرا هعی
مادام : وقتی اومد خونه حالش اصلا خوب نبود اومد خونه لباساشو عوض کردو رفت
سوبین : ی...یعنی..کجا رفته
مادام : چی شده دخترم الکس چش بود
سوبین : ما دعوامون شد و خب تقصیر منه (بغض)
مادام : هعی باشه باشه
سوبین : میدونین کجا رفته؟
مادام : معلومه (درحال آدرس دادن)
سوبین : واقعا اونجاس؟
نادام : هروقت حالش بده میره اونجا
سوبین : واقعا ممنونم جبران میکنم
مادام : شما فقط آشتی کنین
سوبین : خیلی خب خدافظ
مادام : خدافظ
چندی بعد.........
سوبین : پس رفته همون بار که اون موقع رفتیم پس سوبین بریم اونجا
چند دقیقه بعد
سوبین : همینجاست امید وارم اینجا باشی الکس خواهش میکنم
سوبین : رفتم داخل همون جور که انتظار می‌رفت همه توهم بودن بوی شدید سیگارو الکل آدمو خفه میکرد دخترایی که خودشونو می‌مالن واقعا که من به الکس گفتم اینجا دیگه نیاد.... همینجور که داشتم میگشتم الکسو دیدم دخترا دورش جمع بودنو خودشونو بهش می‌مالیدن حرسم در اومد ولی الکس کاری نمی‌کرد نشسته بودو نوشیدنی میخورد
سوبین : هعی هرزه ها
دخترا : چیه بابا تو کی
سوبین : زود تند سریع ازش دورشین این ماله منه برین یه مشتری دیگه پیدا کنید
دیدگاه ها (۰)

Part:159دخترا : ایش بابا خدافظ سوبین : آفرین الکس : (در حال ...

Part:160الکس : ولم کن من اینو میکشم میکشمت حروم زاده توئه لع...

Part:157سوبین : بابا چی میگی میگم منو اون جز رابطه رئیس کارم...

Part:156سوبین : واییی وایییی خب بزار یکم سرو وضعمو درست کنم ...

Part : 229سوبین : میخوام برم خونه (گریه)لارا : سوبین لطفا ها...

Part : 229سوبین : میخوام برم خونه (گریه)لارا : سوبین لطفا ها...

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط