{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای پر از عاطفه در قحط محبت با من

ای پر از عاطفه در قحط محبت با من
کاش می‌شد بگشایی سر صحبت با من

هیچکس نیست که تقسیم شود در اینجا
درد تنهایی و بی‌برگی و غربت با من

از خروشانی امواج نگاهت دیریست
باد نگشوده لبش را به حکایت با من

خواستم پر بزنم با تو به معراج خیال
آسمان دور شد از روی حسادت با من

بعد از این شور غزل‌های شکوفا با تو
بعد از این مرثیه و غربت و حسرت با من

گرچه کوچیدی از این باغ ولی خواهد ماند
داغ #چشمان_تو تا روز قیامت با من
دیدگاه ها (۱)

ای پر از عاطفه در قحط محبت با منکاش می شد بگشایی سر صحبت با ...

ای پر از عاطفه در قحط محبت با منکاش می شد بگشایی سر صحبت با ...

ای پر از عاطفه در قحط محبت با منکاش می شد بگشایی سر صحبت با ...

ای پر از عاطفه در قحط محبت با منکاش می شد بگشایی سر صحبت با ...

ای پر از عاطفه در قحط محبت با منکاش می شد بگشایی سر صحبت با ...

ای پر از عاطفه در قحط محبت با منکاش می شد بگشايی سر صحبت با ...

ای پر از عاطفه در قحط محبت با منکاش می‌شد بگشایی سر صحبت با ...

ای پر از عاطفه در قحط محبت با من کاش می شد بگشایی سر صحبت با...

ای پر از عاطفه در قحط محبت با منکاش می شد بگشایی سر صحبت با ...

این مثنوی حدیث پریشانی من است بشنو که سوگنامه ویرانی من استا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط