زندگی من

زندگی من
پارت۱۹
#arsalan
دیانا کاچیشو خوردو تموم کرد .
دیانا میای یه لحضه
دیانا:وایسا رینارو بردارم بیام
ارسلان:بشین بغلم.دیانا یه پاش اینور یه پاش اونور نشست بغلم گفتم دلم واس لبت واس گردنا تنگ شده تو دلت واسه گردنم تنگ نشده وایه لبم
دیانا:ارسلان با شیطونیت گل کردا
ارسلان:عهههه اذیتم نکن دیگه
دیانا:هوففف باش فقط لبو گردن
ارسلان:باش(باشیطنت)
دیانا:ارسلان انداخت منو رو تخت لباشو گذاشت رو لبام منم همراهیش کردم تقریبا یه ربع فقط لب بعدشم اومد گردنمو مکید انقدر مکید که کبود شد
دیانا:ارسلان بسه
ارسلان:باشه
دیانا: رفتم بیرون
نیکا:باز شماها چیز کردین
اردیا:😅
دیدگاه ها (۲)

پسرمقشنگم جذابمخفاشمتولدت مبارک ایشالا بالا بالاها ببینیمت

های گایز چطورین کپشنبچه ها من رفتم کافه ارسلان قدیمیا میدونن...

زندگی منپارت۱۸#nikaبا یه پسره دوست شد دیوانه وار عاشقش بود د...

زندگی منپارت۱۷ارسلان:بعد از کلی قربون صدقه رفتن نیکا بردیمش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط