{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا مومیایی ام کن

بیا مومیایی ام کن
با لهجه ی خورشید در آغوشم گیر
اندوه فیروزه ای ام را آب کن
ببوس و غوطه ورم کن
در نور
در بلور
به تو فرمان می دهم محبوب من
خداوند شعرم باش!
باش!
باش!
باش!
و از شعرم شراب سیب بینداز
دیدگاه ها (۳)

.لطفا دوستت دارم ها را پشت ویترین چشم هایت قایم نکن!  من از ...

‌نگاهت را نوشته‌ام صدایت را بوسیده‌امو لبخندت را سنجاق کرده‌...

ڪَفت "دوستت دارم"و منجاے لباس ڪَرم پوشیدمش ..!!

كاش اولين آدمهاى روى زمين بوديمفكرش را بكنمن و تو...نه ترس ا...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

پارت ۳۱گای دستش را بالا اورد و جلوی نور خورشید را گرفت.اشعه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط