فیک جیمین مافیای کیوت
فیک جیمین مافیای کیوت
part½
♡آه ..... عزیزم پاشو لباساتو تنت کنم
=ممنونم..... شما پولیسین
♡نه .... ما همکار مینهو هستیم منظورم مافیا اما شما نگران نباشین به شما هیچ آسیبی نمیرسه مینهو دشمن من بود اون به دخترا تجاوز میکنه منم به عنوان یک دختر دوست ندارم که دختری با اجبار دخترونگیش رو از دست بده البته من با بی گناه ها هیچ کاری ندارم یکی مثل تو نباید وارد این بازی بشه امّا متاسفانه......
=ممنون
♡اسمت چیه
=یونجی
♡یونجی اون چجوری تورو گرفت ؟
=منو دوستام داشتیم خرید میکردیم ساعت ۶ یا ۷ اینا بود خلاصه تو پیاده رو داشتیم قدم میزدیم که من حواسم میره سمت یک لباس خیلی قشنگ و اونجا وایمیستم تا اونو ببینم و بعد داشتم میرفتم داخل بعد این پسره.....
♡مینهو
=آره آره میاد و دستم رو میگیره و منو دنبال خودش میکشه بعد به طوری که هیچ کس نفهمه یه دستمال میزاره رو بینیم و منو بیهوش میکنه بعد که چشمام رو باز کردم تو یه این اتاق بودم که من شروع میکنم به داد زدن و اون میاد تو اتاق و یک سری حرفا زد مثلاً چه طوری بیبی و از اینجور حرفا که من یکم لجبازی میکنم و .....خلاصه همین بود 😥
♡متأسفم حالا بیا کمکت کنم لباساتو بپوشی
=بازم ممنون
♡خواهش 🙂
کمکش کردم تا لباسش رو بپوشه وقتی لباسش رو پوشید چانگ رو صدا کردم
♡چانگ
بچه ها علامت چانگ این بود دیگه /
/بله خانم
♡کمک کن بره تو ماشین بشینه (بالبخند مهربون 😊)
/چشم خانم
_پارمیس کارت تموم شد بریم
♡آ... آره بریم راستی مینهو رو گرفتی
_آره
♡خیلی خوب بریم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
فلش بک به وقتی رسیدن خونه
ویو پارمیس
به یونجی کمک کردم که بیاد داخل آروم رو مبل نشست
♡خیلی خوب آروم بشین تا حسابه مینهو رو برسیم
=باشه
♡آفرین ...... بورامممم
علامت بورام +
+بله خانم
♡هرچی خانم یونجی نیاز داشتن براشون بیار
+چشم
♡ اجوما
علامت اجوما &
&بله دخترم
♡میشه لطفاً شام رامیون درست کنی
&البته دخترم
♡ممنونم
&خواهش
داشتم با اجوما صحبت میکردم که جیمین و بکهیون داشتن مینهو رو میوردن
&این چرا سرو تنش خونی
♡داستانش طولانیه
&خوب تعریف کن دیگه
♡باشه .....(داستان دو تعریف کرد )
&پسره ی ....
♡آروم باش راستی اجوما خانم یونجی پیشه ما میمونه
&اوووووووه من برم غدا رو درست کنم
♡هوم برو ولی برای یونجی هم یک غدای خوش مزه درست کن ... یونجی چی میخوری
=نودل گوشت
♡اوکی رامیون دوست داری
=اوهوم
♡خوبه چون ما هم رامیون داریم وای به اجوما میگم نودل هم درست کنه
(آقا خلاصه رفت گفت حوصله ندارم بنویسم )
هوففففف عجب شبیه امشب رفتم تو اتاق شکنجه
♡به به آقای سامیار .... سامیار که نه مینهو ...............
بچه ها شرط نداره ولی تا زمانی که حمایت ها بیشتر نشه پارت بعدی درکار نیست
فعلاً بای بای 👋🏻👋🏻👋🏻
part½
♡آه ..... عزیزم پاشو لباساتو تنت کنم
=ممنونم..... شما پولیسین
♡نه .... ما همکار مینهو هستیم منظورم مافیا اما شما نگران نباشین به شما هیچ آسیبی نمیرسه مینهو دشمن من بود اون به دخترا تجاوز میکنه منم به عنوان یک دختر دوست ندارم که دختری با اجبار دخترونگیش رو از دست بده البته من با بی گناه ها هیچ کاری ندارم یکی مثل تو نباید وارد این بازی بشه امّا متاسفانه......
=ممنون
♡اسمت چیه
=یونجی
♡یونجی اون چجوری تورو گرفت ؟
=منو دوستام داشتیم خرید میکردیم ساعت ۶ یا ۷ اینا بود خلاصه تو پیاده رو داشتیم قدم میزدیم که من حواسم میره سمت یک لباس خیلی قشنگ و اونجا وایمیستم تا اونو ببینم و بعد داشتم میرفتم داخل بعد این پسره.....
♡مینهو
=آره آره میاد و دستم رو میگیره و منو دنبال خودش میکشه بعد به طوری که هیچ کس نفهمه یه دستمال میزاره رو بینیم و منو بیهوش میکنه بعد که چشمام رو باز کردم تو یه این اتاق بودم که من شروع میکنم به داد زدن و اون میاد تو اتاق و یک سری حرفا زد مثلاً چه طوری بیبی و از اینجور حرفا که من یکم لجبازی میکنم و .....خلاصه همین بود 😥
♡متأسفم حالا بیا کمکت کنم لباساتو بپوشی
=بازم ممنون
♡خواهش 🙂
کمکش کردم تا لباسش رو بپوشه وقتی لباسش رو پوشید چانگ رو صدا کردم
♡چانگ
بچه ها علامت چانگ این بود دیگه /
/بله خانم
♡کمک کن بره تو ماشین بشینه (بالبخند مهربون 😊)
/چشم خانم
_پارمیس کارت تموم شد بریم
♡آ... آره بریم راستی مینهو رو گرفتی
_آره
♡خیلی خوب بریم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
فلش بک به وقتی رسیدن خونه
ویو پارمیس
به یونجی کمک کردم که بیاد داخل آروم رو مبل نشست
♡خیلی خوب آروم بشین تا حسابه مینهو رو برسیم
=باشه
♡آفرین ...... بورامممم
علامت بورام +
+بله خانم
♡هرچی خانم یونجی نیاز داشتن براشون بیار
+چشم
♡ اجوما
علامت اجوما &
&بله دخترم
♡میشه لطفاً شام رامیون درست کنی
&البته دخترم
♡ممنونم
&خواهش
داشتم با اجوما صحبت میکردم که جیمین و بکهیون داشتن مینهو رو میوردن
&این چرا سرو تنش خونی
♡داستانش طولانیه
&خوب تعریف کن دیگه
♡باشه .....(داستان دو تعریف کرد )
&پسره ی ....
♡آروم باش راستی اجوما خانم یونجی پیشه ما میمونه
&اوووووووه من برم غدا رو درست کنم
♡هوم برو ولی برای یونجی هم یک غدای خوش مزه درست کن ... یونجی چی میخوری
=نودل گوشت
♡اوکی رامیون دوست داری
=اوهوم
♡خوبه چون ما هم رامیون داریم وای به اجوما میگم نودل هم درست کنه
(آقا خلاصه رفت گفت حوصله ندارم بنویسم )
هوففففف عجب شبیه امشب رفتم تو اتاق شکنجه
♡به به آقای سامیار .... سامیار که نه مینهو ...............
بچه ها شرط نداره ولی تا زمانی که حمایت ها بیشتر نشه پارت بعدی درکار نیست
فعلاً بای بای 👋🏻👋🏻👋🏻
- ۳.۱k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط