{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست داشتم عکاس بودم.

دوست داشتم عکاس بودم.
کادر می بستم روی صورت دوست داشتنی های زندگیـَم
میگفتم یک دو ...سیـــب!
(این سیبِ آخر را یک جوری می گفتم که لبخندشان از کادر بزند بیـــرون!)
و لبخندشان را...
تصویرِ مثبتِ زندگی بخششان را... ثبت می کردم.
قاب می گرفتم
و می گذاشتم کنجِ طاقچه ی دلم...
اصلا شاید یک سبکِ نوینِ عکاسی خلق می کردم
به نامِ خنــده ی حیات بخــش. . .

#مهسا_پناهی
دیدگاه ها (۱)

من انسان قوی ای هستم ولیگهگاهی دلم میخواهد کسی دستم را بگیرد...

حقیقت ندارد, زمانی که انسان پیر میشود از رویاهایش دست میکشد ...

#تقدیم_به_دوستان_عزیزمبابت تبریک های قشنگتون بی نهایت سپاس گ...

#تولدم_مبارکیــڪــســال دیــگــه هم گــذشــتــ.................

I'm not jealous part 27این داداش من هم معلوم نیست چشهبا دست ...

📖 Golden Shadows | پارت ۱: وقتی دنیا با یه “تپ” عوض می‌شه! 💥...

پارت ۲ ویو ا.ت نمیدونم چرا اما دو هفته پایانی سال مثل برق و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط