پارت
پارت ¹³
ویو ات
بعد از اینکه نگاهش بهمن افتاد برگاش ریخت
بعد از چند مین ددشت نگام میکرد خوب حقم. داشت والا من با دیدن خودم عاشق خودم شدم دیگه چه برسه به یه مرد یا پسر ؟ ولی معذب بودم
تا اینکه گفت
-اونجا رفتی از پیشم جم نمیخوری هرکی بهت پیشناهاد داد میگی من دوست پسرتم
حتی آب هم از کسی نمیگیری و نمیزاری کسی بهت دست. بزنه
چیشد ؟ الان دیگه منظورش این نیست که من یه ه.رزه هم بزار ازش بپرسم چی میشه
+چشم ولی شما چرا اینجوری شدید تا چند مین پیش میگفتین که من ه رزم چیشد؟ [پوز خند]
- چون... به تو ربطی نداره
+باشه😐
وقتس رسیدیم و رفتیم داخل. خیلی زوی ارکل میومد
همه داشت میرقصیدن جئون میخواست بشسنه که
یه پسره از اسمون افتاد
انگار از دماغ فسل افتاده بود
ازش خوش نمیود
اومو که دستمو بوس کنه که دستمو سمت دراز کردم اصلا ازش خوشم نمیومد
هنوز دست نداده بود که یه دست بزرگ دور کمرم رو کشید یه نگاهی اخمی میخواستم ولی شد تعجب چون جئون قدش چرا اینقور بلند اصلا چرا مردا اینقدر بزرگن؟ مشکل از قد اوناست نه از من
چون راستش خودم میدونم خیلی کوتاهم ولی خوب چیکار کنم وقتی خدا خودشخواسته دختر قد کوتاهش قدش کوچولو. باشه
بگذریم دیدم دارن بحث میکنن من که از خدام. بود که از دستش فرار کنم که خدا برام فرستاد
وقتی لبلشو مثلا گذاشت روی لبام باید حواصم رو جمع. کنم که یه وقط بهش برخورد نکنم
وقتی. رفت. خیلی خجالت کشیدم چون وقتی چشمامو بستم داشتم به چیزای 🔞 فکر میکردم
که قراره زنشو چه حوری به فاک بده. یا من اصلا قراره. ازدواج کنم؟ یاااااااا اصلا من. ازدواج نمیکنم. چرا باید ازدواج کنم که یه شوهر داشته باشم مثل بابام ؟ خودمم اهرش بیوفتم بمیرم؟
من که نمیمیرم خدایا قربونت بشم یه بدن یزیدی. بهم دادی که هم جذاب لعنتی هست هم از اهن. ساخته شده
داشتم با خودم فک. میکردم که نگاه های چندین. نفرو. روی خودم حس میکردم ولی یکیش خیلی سنگین بود نگار چشملشو در اورده. گذاشته برای من
برگشتم که پیداش کنم و. پیداش کردم 😏 جئون. بود خاک توی سرتت کنن
داشت باهام. بحث میکرد. منم خسته شدم گفتم برم. دست شویی یکم دستامو بوشرم و. میکاپمو. تمدید کنم
رفتم و خند تا. پسر. کراشن اومدن. داخل
؟سلام بانو
+سلام
؟بانو شما خیلی خوشگلید
+مرسی. شما هم. کراشین
؟؟ فقط کراشیم ؟ [ وقتی یکی. میزارم. یعنی. نفر. اول. وقتی دوتا میزرم یعنی. نفر سوم]
+اووو نعلومه که نه
؟ به نظر. شما کدوم. ما تایپ شماییم؟
+[لبشو گاز میگیره] اوممم به نظرم هر سه تاییتون اوکید ولی تایپ من نیستیت😊
؟؟؟بهبه چه مغرور [میان. جلو]
+مغرور نیستم
؟چرا هستی خیلی هم. هستی مثل. زیباییت [همچنان. میان جلو ]
+مرسی ولی_ ریگه رسیده بودن. بهش. و اومی. انگشتشو میزاره روی لبای بزرگش ]
؟؟هیشششششش اون لبای خوشگلت داره داد میزنه که لبای منو. میخواد [میخواد لباشو بزاره روی. لبات که هولش میدی ولی مثل. سنگ سرجاش وایساده بود ]
میخواسای. گولش بزنی و سرتو اوردی جلوی سرش که در باز شد تو بین دیوار. و. چهار تا پسر بود که بهت. چسبیده بود
نگاهتو ازشون گرفتی که دید جئون
زا تودم گفتم. لابود میخواد بگه ببرینش. دیگع اومیدی به زندگی نداشتم
که یکی با پشتاب اونی که جلوم بود رو کشید
به جلوم نگاه کردم که. چیزی که دیدم. باورم نمیشد دشمنم داشت بهم کمک میکرد؟
میتونست بزاره بمیرم چی شد؟
ویو ات
بعد از اینکه نگاهش بهمن افتاد برگاش ریخت
بعد از چند مین ددشت نگام میکرد خوب حقم. داشت والا من با دیدن خودم عاشق خودم شدم دیگه چه برسه به یه مرد یا پسر ؟ ولی معذب بودم
تا اینکه گفت
-اونجا رفتی از پیشم جم نمیخوری هرکی بهت پیشناهاد داد میگی من دوست پسرتم
حتی آب هم از کسی نمیگیری و نمیزاری کسی بهت دست. بزنه
چیشد ؟ الان دیگه منظورش این نیست که من یه ه.رزه هم بزار ازش بپرسم چی میشه
+چشم ولی شما چرا اینجوری شدید تا چند مین پیش میگفتین که من ه رزم چیشد؟ [پوز خند]
- چون... به تو ربطی نداره
+باشه😐
وقتس رسیدیم و رفتیم داخل. خیلی زوی ارکل میومد
همه داشت میرقصیدن جئون میخواست بشسنه که
یه پسره از اسمون افتاد
انگار از دماغ فسل افتاده بود
ازش خوش نمیود
اومو که دستمو بوس کنه که دستمو سمت دراز کردم اصلا ازش خوشم نمیومد
هنوز دست نداده بود که یه دست بزرگ دور کمرم رو کشید یه نگاهی اخمی میخواستم ولی شد تعجب چون جئون قدش چرا اینقور بلند اصلا چرا مردا اینقدر بزرگن؟ مشکل از قد اوناست نه از من
چون راستش خودم میدونم خیلی کوتاهم ولی خوب چیکار کنم وقتی خدا خودشخواسته دختر قد کوتاهش قدش کوچولو. باشه
بگذریم دیدم دارن بحث میکنن من که از خدام. بود که از دستش فرار کنم که خدا برام فرستاد
وقتی لبلشو مثلا گذاشت روی لبام باید حواصم رو جمع. کنم که یه وقط بهش برخورد نکنم
وقتی. رفت. خیلی خجالت کشیدم چون وقتی چشمامو بستم داشتم به چیزای 🔞 فکر میکردم
که قراره زنشو چه حوری به فاک بده. یا من اصلا قراره. ازدواج کنم؟ یاااااااا اصلا من. ازدواج نمیکنم. چرا باید ازدواج کنم که یه شوهر داشته باشم مثل بابام ؟ خودمم اهرش بیوفتم بمیرم؟
من که نمیمیرم خدایا قربونت بشم یه بدن یزیدی. بهم دادی که هم جذاب لعنتی هست هم از اهن. ساخته شده
داشتم با خودم فک. میکردم که نگاه های چندین. نفرو. روی خودم حس میکردم ولی یکیش خیلی سنگین بود نگار چشملشو در اورده. گذاشته برای من
برگشتم که پیداش کنم و. پیداش کردم 😏 جئون. بود خاک توی سرتت کنن
داشت باهام. بحث میکرد. منم خسته شدم گفتم برم. دست شویی یکم دستامو بوشرم و. میکاپمو. تمدید کنم
رفتم و خند تا. پسر. کراشن اومدن. داخل
؟سلام بانو
+سلام
؟بانو شما خیلی خوشگلید
+مرسی. شما هم. کراشین
؟؟ فقط کراشیم ؟ [ وقتی یکی. میزارم. یعنی. نفر. اول. وقتی دوتا میزرم یعنی. نفر سوم]
+اووو نعلومه که نه
؟ به نظر. شما کدوم. ما تایپ شماییم؟
+[لبشو گاز میگیره] اوممم به نظرم هر سه تاییتون اوکید ولی تایپ من نیستیت😊
؟؟؟بهبه چه مغرور [میان. جلو]
+مغرور نیستم
؟چرا هستی خیلی هم. هستی مثل. زیباییت [همچنان. میان جلو ]
+مرسی ولی_ ریگه رسیده بودن. بهش. و اومی. انگشتشو میزاره روی لبای بزرگش ]
؟؟هیشششششش اون لبای خوشگلت داره داد میزنه که لبای منو. میخواد [میخواد لباشو بزاره روی. لبات که هولش میدی ولی مثل. سنگ سرجاش وایساده بود ]
میخواسای. گولش بزنی و سرتو اوردی جلوی سرش که در باز شد تو بین دیوار. و. چهار تا پسر بود که بهت. چسبیده بود
نگاهتو ازشون گرفتی که دید جئون
زا تودم گفتم. لابود میخواد بگه ببرینش. دیگع اومیدی به زندگی نداشتم
که یکی با پشتاب اونی که جلوم بود رو کشید
به جلوم نگاه کردم که. چیزی که دیدم. باورم نمیشد دشمنم داشت بهم کمک میکرد؟
میتونست بزاره بمیرم چی شد؟
- ۴۲۰
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط