{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....

𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟎


جئون ته رو میبره و روی صندلی می نشونه
وسایل رو از کشو بر میداره و شروع به زد عفونی دست ته میکنه

تهیونگ که سرش گیج میره خمار آلود حرف میزنه:

دیروز فقط وقتی بهت برخورد کردم رو یادم میاد
چه اتفاقی بعدش افتاده؟!!

جئون: . . .

چی شد که من رو پیش خودت بردی،

جئون؛ . . .

ته دستشو میکشه و میگه،: بهم گفتی وقتی به بهیاری بیام واسم توضیح میدی

جئون دست میکشه و میگه،

چرا نباید کمکت میکردم؟؟

ته: . . .

تهیونگ باند رو برمیداره که خودش دور دستش بپیچه
جئون هم میدونه یه دستی نمیشه
جئون: بدش به من
ته؛ خودم از پسش بر میام
جئون؛ از دستش میگیره باند رو
ته پامیشه باند رو از دست جئون بگیره که جئون دستش رو میبره بالا و عقب عقب میره
جئون پاش گییر میکنه و تعادلش رو از دست میده
ته: هم روی جئون روی زمین میوفته
توی شوک بودن و به هم خیره شده بودن که ته سکوت رو میشکنه

ته: دلیلش چیه؟
جئون: منظورتو نمیفهمم
ته: تو همش یه کاری میکنی باهام تماس برقرار کنی
جئون: چی، معنی حرفتو نمیفهمث
ته که صورت شو به صورت جئون نزدیک میکنه و لب هاش رو نزدیک به لبهای اون میگه

. . . .

شرایط پارت بعدی
20 لایک و کامنت، منتظرتونم 🤗🎀
دیدگاه ها (۳۷)

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟏میگه ته: دفعه ی بعدی، همینجور...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟗ته: اون پسر رو میشناسی؟! جیهون...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟖 هم به سمت مدرسه راه میوفته و...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟕وقتی وارد میشه مادرش پشت سرش ر...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟐𝟒 کوک: فقط فقط چن لحظه تحملش ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط