{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خلاصِ حافظ از آن زلفِ تابدار مباد

خلاصِ حافظ از آن زلفِ تابدار مباد

که بستگانِ کمندِ تو رستگاران‌اند

#حافظ
#شجریان
دیدگاه ها (۱)

شورِ عشقی کو، که رسوای جهان سازد مرا؟بی‌نیاز از نام و فارغ ا...

به ضعف و قوت بازوی عشق حیرانمکه کوه میکند و دل نمی‌تواند کند...

شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورشکه تا یک دم بیاسایم ز د...

رخساره نشان دادی بی دین و دلم کردیبگشای خم گیسو بی طاقت و تا...

خلاصِ حافظ از آن زلفِ تاب دار مباد..که بستگانِ کمندِ تو رستگ...

قرار بود غمم را به #عشق چاره کنینه این که این #دل_خون را هزا...

توچه در پیمانه کردی که مرا دیوانه کردی…به فسون چشم شهلا تو م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط