part: 33

part: 33
name :عشق و جدایی


ویو کوک

عذر خواهی ای که از مادر می خواستم بکنم خیلی درد داشت‌...من نتونستم انتقام مرگشو بگیر چیزی که پدرم می خواست بگیره ولی ناقص موند و از من در خواست کرد ولی من ...عاشقش شدم...عاشق اون انتقام شدم انتقامی که من رو به اون وصل می کرد و باعث می شد بیشتر بهش وابسته بشم....من عاشق بورا شدم کسی که پدرش مادر من رو کشته بود و باعث شد من مادرم رو از دست بدم...می دونم اگر پدرم از این موضوع بویی ببره خودش وارد عمل میشه پس مجبور بودم این احساس رو به ارومی دریا کم رنگ و خنثاش کنم...ولی من توانایی این کار رو نداشتم...این حس خیلی دردش زیاد بود درست مثل خنجری وصت قلبم...به ارومی جلوی قبر مادر زانو زدم...
-من رو ببخش...من توانایی کاری رو نداشتم....من واقعا معذرت می خوام که عاشقش شدم و بهش دل بستم...(با بقض)
همون طور که حرف می زدم بقضم توی گلوم سنگین و سنگین تر می شد...
اشکی که از گوشه چشمم ریخت رو پاک کردم و بلند شدم..جوری بلند شدم که این اخرین دیدار ما بود واقعا شرم سار بودم...به سمت ماشین قدم بر داشتم و روشنش کردم...حس خیلی بدی داشت قفسه سینم سنگین بود خیلی....شاید به خاطر عذاب وجدانم بود که نسبت به مادرم داشتم...

ویو بورا

بعد از رفتن کوک تمام کار های روزانمو انجام دادم...بعد از ساعتی کتابی که قبلا نصفه تمامش گذاشته بودم را آغاز کردم اسم کتاب من پیش از تو بود اون کتاب مادرم بود خیلی دوستش داشت گفت فیلمش رو برای اولین با با پدرم دیده بود و سرش خیلی گریه کرد...کتاب اخراش بود واقعا احساسی که هر دو داشتن برام مبهم بود ولی خیلی دردناک بود...اون دو هیچ وقت بهم نرسیدن...اخرای کتاب اشک از چشمانم جاری شد اون کتاب درد خیلی بدی رو به من انتقال داد واقعا کتاب جذابی بود حالا مادر رو درک می کنم اون واقعا سلیقش توی کتاب و فیلم عالی بود...درست مثل خودش....
.
.
.
.
.
.
.
#عشق_و_جدایی
دیدگاه ها (۲۱)

A Love Transcending CenturiesPart 7کتابخونه‌ی قصر، از اون کت...

وقتی دانشجو بودم، توی خونه یه قانون داشتیم. هر جا دعوت می‌شد...

Destiny part 9

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

۳ پارتی

پارت ۱۷∆ اینکه توئم دوسم داری × آره ولی نمیشه .. داداشم ∆ خب...

پارت ۴۲صبح روز بعد، وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز اتفاقات دیش...

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

dark life =32یک هفته از اون شب کابوس‌وار گذشته بود. یک هفته ...

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت پنجمویو کوک :صبح، هنوز هوا کاملاً ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط