تو کوچه های شیراز داشتم میرفتم دیدم یه سگ کنار دیوار خوا

تو کوچه های شیراز داشتم میرفتم دیدم یه سگ کنار دیوار خوابیده رفتم جلوش گفتم چخه




گفت عامو درد ،
مِی تو دیوونه ای
دیدگاه ها (۷)

روزی ما دوباره کبو ترهای مان را پیدا خواهیم کرد…و مهربانی دس...

عجب بچه ی .... :|

برادرای هایتانی پارت ۲

به او گفتم تو مرا دوست نداری، هیچوقت دوست نداشتی. جواب داد: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط