{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو کوچه های شیراز داشتم میرفتم دیدم یه سگ کنار دیوار خوا

تو کوچه های شیراز داشتم میرفتم دیدم یه سگ کنار دیوار خوابیده رفتم جلوش گفتم چخه




گفت عامو درد ،
مِی تو دیوونه ای
دیدگاه ها (۷)

بعضی کوچه ها فقط یک دیوار و یک مسیر نیستند؛ تکه ای از روزگار...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

اکسپرور

بیشتر گل و گیاه بلدم تا چیزای دیگه

محمد زینلی پور و حاج قاسم کربلا بین الحرمینMohammad Zeynalipour

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

رمان

یک سگ زیادی ولگرد

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

با خنده ای که عکس تو در بر گرفته استدیوار خانه چهره ی دیگر گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط