زنان: از کوبانی تا شنگال، از حماسه تا تراژدی
زنان: از کوبانی تا شنگال، از حماسه تا تراژدی
بخش سوم
اپیزود دوم: درست وقتی که شنگال سقوط کرد، موضوعی دیگر خبرساز شد: محاصرهی کوبانی. کوبانی کجا بود؟ همان شهر کوچکی که در دو سال گذشته بارها با داعش و جبههالنصره درگیر شده بود. این بار اما بعد از سقوط موصل و شنگال، داعش اعتماد به نفس بیشتری به دست آورده بود. داعش با سلاحهای سنگین آمده بود تا این بار کوبانی را در کمترین زمان ممکن تسخیر کند. اما در کوبانی اتفاق عجیبی افتاد: کوبانی مقاومت کرد. مهمترین بُعد مقاومتِ کوبانی حضور پررنگ زنان در صحنهی مقاومت بود. زنان کوبانی پیش از حملهی داعش خود را سازماندهی کرده بودند. آنها از لحاظ نظامی «یگانهای مدافع زن» را تشکیل داده بودند. از لحاظ سیاسی، قانونی تدوین کرده بودند که ریاست احزابشان باید به شکل مشترک از سوی یک زن و یک مرد به پیش برده شود. آنها دهها نهاد مدنی متعلق به زنان ایجاد کرده بودند. آنها بخشی از بانیان قراردادی اجتماعی بودند که در آن برابری جنسیتی در تمامی ابعادش مهمترین شاخصهی آن محسوب میشود. زنانی که هم در قوانین و هم در عمل تا حدود زیادی حقوقشان به رسمیت شناخته شده بود، این بار به جدال ضدزنترین سازمان تروریستی جهان میرفتند. جنگی که در یک سوی آن «زن آزاد» و در سوی دیگرش «مرد ضدزن» مقابل هم صف آرایی کرده بودند تبدیل به تقابل تاریخی میشد. این جذابترین تقابل در جنگ کوبانی بود.
در دل این جنگ، چند پارامتر مهم وجود داشت. فرمانده اصلی مقاومت کوبانی یک زن بود، «نارین عفین». درست در حالی که داعش با سلاحهای سنگیناش پیشروی میکرد و کوبانی با سلاحهای سبکاش مقاومت میکرد، کنترل یکی از تپههای استراتژیک شهر به دست داعش افتاد. اینجا بود که یکی از فرماندهان زن به نام «آرین میرکان»، برای این که دوستاناش نجات بیابند و از همان آغاز داعش را متوجه متفاوت بودن نبرد کوبانی کنند، دست به عملیات فدایی زد. او خودش را در میان نیروهای داعش منفجر کرد. «آرین میرکان» به سرعت تبدیل به قهرمان نبرد کوبانی شده بود. در نبرد کوبانی زن و مرد، پیر و جوان، همه مشغول مقاومت بودند. اما حضور پررنگ زنان در این مقاومت، نبرد کوبانی را تبدیل به نبردی تاریخی کرد. این نبرد آنجا «حماسه» قلمداد شد که به مرور داعش را به بنبست رساند و به تدریج وادار به عقبنشینی کرد. و در یک جمله: زنان و مردان کوبانی که به برابری جنسیتی و حقوق برابر باورمند بودند و در «سیستم خودمدیریتی دموکراتیک» کردستان سوریه، این حقوق برابر تضمین و به رسمیت شناخته شده بود، در صحنهی نظامی هم توانستند داعش را تا حد زیادی از شهرشان بیرون کنند و شکست بزرگی را به نیرویی شکستناپذیر تحمیل کنند. این بار زن در کوبانی نمادی از اراده، قدرت، و مقاومت بود. چنین زنی دنبالهروی سیاستهای مردانه نبود. برعکس، او در یک روند مبارزاتی توانسته بود مردان را هم به همراهی با خواستههای خود وادار کند.
#کوبانی
بخش سوم
اپیزود دوم: درست وقتی که شنگال سقوط کرد، موضوعی دیگر خبرساز شد: محاصرهی کوبانی. کوبانی کجا بود؟ همان شهر کوچکی که در دو سال گذشته بارها با داعش و جبههالنصره درگیر شده بود. این بار اما بعد از سقوط موصل و شنگال، داعش اعتماد به نفس بیشتری به دست آورده بود. داعش با سلاحهای سنگین آمده بود تا این بار کوبانی را در کمترین زمان ممکن تسخیر کند. اما در کوبانی اتفاق عجیبی افتاد: کوبانی مقاومت کرد. مهمترین بُعد مقاومتِ کوبانی حضور پررنگ زنان در صحنهی مقاومت بود. زنان کوبانی پیش از حملهی داعش خود را سازماندهی کرده بودند. آنها از لحاظ نظامی «یگانهای مدافع زن» را تشکیل داده بودند. از لحاظ سیاسی، قانونی تدوین کرده بودند که ریاست احزابشان باید به شکل مشترک از سوی یک زن و یک مرد به پیش برده شود. آنها دهها نهاد مدنی متعلق به زنان ایجاد کرده بودند. آنها بخشی از بانیان قراردادی اجتماعی بودند که در آن برابری جنسیتی در تمامی ابعادش مهمترین شاخصهی آن محسوب میشود. زنانی که هم در قوانین و هم در عمل تا حدود زیادی حقوقشان به رسمیت شناخته شده بود، این بار به جدال ضدزنترین سازمان تروریستی جهان میرفتند. جنگی که در یک سوی آن «زن آزاد» و در سوی دیگرش «مرد ضدزن» مقابل هم صف آرایی کرده بودند تبدیل به تقابل تاریخی میشد. این جذابترین تقابل در جنگ کوبانی بود.
در دل این جنگ، چند پارامتر مهم وجود داشت. فرمانده اصلی مقاومت کوبانی یک زن بود، «نارین عفین». درست در حالی که داعش با سلاحهای سنگیناش پیشروی میکرد و کوبانی با سلاحهای سبکاش مقاومت میکرد، کنترل یکی از تپههای استراتژیک شهر به دست داعش افتاد. اینجا بود که یکی از فرماندهان زن به نام «آرین میرکان»، برای این که دوستاناش نجات بیابند و از همان آغاز داعش را متوجه متفاوت بودن نبرد کوبانی کنند، دست به عملیات فدایی زد. او خودش را در میان نیروهای داعش منفجر کرد. «آرین میرکان» به سرعت تبدیل به قهرمان نبرد کوبانی شده بود. در نبرد کوبانی زن و مرد، پیر و جوان، همه مشغول مقاومت بودند. اما حضور پررنگ زنان در این مقاومت، نبرد کوبانی را تبدیل به نبردی تاریخی کرد. این نبرد آنجا «حماسه» قلمداد شد که به مرور داعش را به بنبست رساند و به تدریج وادار به عقبنشینی کرد. و در یک جمله: زنان و مردان کوبانی که به برابری جنسیتی و حقوق برابر باورمند بودند و در «سیستم خودمدیریتی دموکراتیک» کردستان سوریه، این حقوق برابر تضمین و به رسمیت شناخته شده بود، در صحنهی نظامی هم توانستند داعش را تا حد زیادی از شهرشان بیرون کنند و شکست بزرگی را به نیرویی شکستناپذیر تحمیل کنند. این بار زن در کوبانی نمادی از اراده، قدرت، و مقاومت بود. چنین زنی دنبالهروی سیاستهای مردانه نبود. برعکس، او در یک روند مبارزاتی توانسته بود مردان را هم به همراهی با خواستههای خود وادار کند.
#کوبانی
- ۴.۵k
- ۰۵ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط