زنان: از کوبانی تا شنگال، از حماسه تا تراژدی
زنان: از کوبانی تا شنگال، از حماسه تا تراژدی
بخش دوم
اپیزود اول: داعش موصل را تسخیر کرده بود. کردهای عراق به شکلی نسبی خوشبین بودند. تصورشان این بود که داعش در عراق درگیر دوگانهی «شیعه» و «سنی» است. کاری به کردها ندارد. در روزها و هفتههای اول به ندرت «احتمالی دیگر»، که همان تغییر جهت حملات داعش باشد، در فضای سیاسی کردستان مطرح میشد. خبر غیرمنتظرهای آمد: داعش به شنگال حمله کرد. نیروهای کرد عقبنشینی کردند. داعش شنگال را تسخیر کرد. شنگال همان جایی بود که اقلیت کرد ایزدی در آنجا زندگی میکرد، همان اقلیتی که در چند سدهی گذشته بیش از هفتاد بار در معرض کشتار و نسلکشی قرار گرفته است، همان شنگالی که در چند دههی گذشته بر سر الحاق یا عدمالحاق آن به جغرافیای اقلیم کردستان بین اربیل و بغداد مناقشه بود. شنگال که تسخیر شد، دو اتفاق مهم افتاد: صدها تن از زنان بیدفاع شنگالی توسط داعش اسیر و برده شدند. دهها تن از مردان کشته شدند و هزاران زن و مرد نیز آواره کوهستانهای شنگال شدند.
زنان شنگال، به سرعت نقش قربانی پیدا کرده بودند. آنها زنانی بودند که در اختیار بردهداران بودند. به آنها تجاوز میشد. زنانی که خانوادههایشان یا کشته شده بودند، یا آواره و بیخبر. زن شنگالی نماد زنی مظلوم بود که تنها دو سرنوشت در انتظارش بود: بردگی و تجاوز، گریز و فرار. داعش در شنگال هرآنچه خواسته بود، کرده بود. هرجا سخن از شنگال میآمد، بلافاصله عنوانی خود را تحمیل میکرد: «وضعیت تراژیک زنان». اگر کمی به عقبتر بازگردیم، زنان شنگال، پیش از حملهی داعش نیز، در بافتی مردسالار و سنتی زندگی میکردند. آنها به دلیل تفاوت مذهبی و عقیدتیشان، در جامعهی کردستان و عراق نیز تا حدی «غیرخودی» به حساب آمدهاند. این از یک سو و بیش از هفتاد بار نسلکشی ایزدیان، این جامعه را در حالت کلیاش تبدیل به جامعهای آسیب پذیر، نسبتاً بسته، محافظهکار و تا حدی مردسالار کرده است.
#کوبانی
بخش دوم
اپیزود اول: داعش موصل را تسخیر کرده بود. کردهای عراق به شکلی نسبی خوشبین بودند. تصورشان این بود که داعش در عراق درگیر دوگانهی «شیعه» و «سنی» است. کاری به کردها ندارد. در روزها و هفتههای اول به ندرت «احتمالی دیگر»، که همان تغییر جهت حملات داعش باشد، در فضای سیاسی کردستان مطرح میشد. خبر غیرمنتظرهای آمد: داعش به شنگال حمله کرد. نیروهای کرد عقبنشینی کردند. داعش شنگال را تسخیر کرد. شنگال همان جایی بود که اقلیت کرد ایزدی در آنجا زندگی میکرد، همان اقلیتی که در چند سدهی گذشته بیش از هفتاد بار در معرض کشتار و نسلکشی قرار گرفته است، همان شنگالی که در چند دههی گذشته بر سر الحاق یا عدمالحاق آن به جغرافیای اقلیم کردستان بین اربیل و بغداد مناقشه بود. شنگال که تسخیر شد، دو اتفاق مهم افتاد: صدها تن از زنان بیدفاع شنگالی توسط داعش اسیر و برده شدند. دهها تن از مردان کشته شدند و هزاران زن و مرد نیز آواره کوهستانهای شنگال شدند.
زنان شنگال، به سرعت نقش قربانی پیدا کرده بودند. آنها زنانی بودند که در اختیار بردهداران بودند. به آنها تجاوز میشد. زنانی که خانوادههایشان یا کشته شده بودند، یا آواره و بیخبر. زن شنگالی نماد زنی مظلوم بود که تنها دو سرنوشت در انتظارش بود: بردگی و تجاوز، گریز و فرار. داعش در شنگال هرآنچه خواسته بود، کرده بود. هرجا سخن از شنگال میآمد، بلافاصله عنوانی خود را تحمیل میکرد: «وضعیت تراژیک زنان». اگر کمی به عقبتر بازگردیم، زنان شنگال، پیش از حملهی داعش نیز، در بافتی مردسالار و سنتی زندگی میکردند. آنها به دلیل تفاوت مذهبی و عقیدتیشان، در جامعهی کردستان و عراق نیز تا حدی «غیرخودی» به حساب آمدهاند. این از یک سو و بیش از هفتاد بار نسلکشی ایزدیان، این جامعه را در حالت کلیاش تبدیل به جامعهای آسیب پذیر، نسبتاً بسته، محافظهکار و تا حدی مردسالار کرده است.
#کوبانی
- ۲.۸k
- ۰۵ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط